معنای غیبت امام زمان علیه السلام

معنای غیبت امام زمان علیه السلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علیک یا صاحب الزمان

اللهم صلّ علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به عملک، و العن اعدائهم اجمعین بعدد ما احاط به عملک ، اللهم العن الجبت و الطاغوت و النعثل، برحمتک یا ارحم الراحمین.
اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن ، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعه و فی کل الساعه، ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا برحمتک یا ارحم الراحمین.
اللهم بحق روح مولانا علی بن ابیطالب امیر المومنین علیه السلام الذی ما اشرک بک طرفه عین ابدا ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی ((صلوات الله علیه)).”
با تبریک این ایام که ایام ولادت حضرت ولی عصر ((علیه السلام)) می باشد، اولا خدمت وجود مقدس رسول الله ((صلی الله علیه و آله)) ثانیا وجود مقدس امیر المومنین و ذات مقدس حضرت زهرا ((سلام الله علیها)) و عرض تبریک بر همه انبیاء و اولیاء و ملائکه مقربین و شیعیان و محبین آن حضرت.
صحبت ما امروز در مورد غیبت امام عصر ((علیه السلام)) است، سعی داریم چند کلامی را راجع به معنای غیبت خدمتتان عرض کنیم در پی آن صحبتی از ظهور بشود تا نسبت به ظهور زیبا و مقدس امام زمان ((علیه السلام)) فهم درستی پیدا کنیم و دعا کنیم که خدای متعال اذن ظهور حضرت بقیه الله الاعظم را بدهد.
از ویژگی های امام زمان ما این است آن حضرت در پرده غیبتند. امام صادق (علیه السلام)) می فرماید:” و ما تنکر هذه الامه ان یکون الله یفعل بحجته ما فعل بیوسف ان یکون یسیر فی اسواقهم و یطا بسطهم و هم لا یعرفونه حتی یاذن الله عزوجل ان یعرفهم نفسه کما اذن لیوسف.” این امت چه انکار دارد که خداوند همان شیوه خود در مورد یوسف را، درباره حجت خویش نیز معمول دارد. به اینکه در بازارهایشان گام گذارد و بر فرشهایشان قدم نهد، در حالی که او را نشناسند. تا اینکه خداوند عزو جل به او اذن دهد که خود را معرفی نماید. همانگونه که به یوسف اجازه فرمود.
و در روایت دیگری نیز از امام صادق ((علیه السلام)) آمده است که فرمود:
” ان فی صاحب هذا الامر سننا من الانبیاء(الی ان قال) و اما سنته من یوسف فالستر جعل الله بینه و بین الخلق حجابا یرونه و لا یعرفونه.” همانا در صاحب این امر سنتهایی از پیامبران وجود دارد اما سنتی که از یوسف در اوست، پنهانی وی می باشد، که خداوند بین او و مردم حجابی قرار می دهد که او را می بینند ولی نمی شناسند. (کمال الدین شیخ صدوق1/145)
امام زمان ((علیه السلام)) از سن پنج سالگی که به امامت رسیدند، ویژگی خاصشان غیبتشان می باشد. از آن زمان جسم مبارک و حضور فیزیکی آن حضرت را کسی درک نمی کند. ایشان یک غیبت صغری داشتند، بعد از آن غیبت کبری شروع شد که حتی آن نواب خاص که جا و نشانه از امام زمان علیه السلام بلد بودند، آن باب هم دیگر بسته شد. باب نیابت هم دیگر بسته شد.
خوب، غیبت امام زمان ((علیه السلام)) به این معناست که یکی از شما بپرسد که غیبت حضرت یعنی چه؟ شما می گویید یعنی اینکه ما امام زمان ((علیه السلام)) را یا نمی بینیم یا اگر ببنیم نمی شناسیم. “یرونه و لا یعرفونه”(وسائل شیعه11/135) خیلی ها هستند که آدم می بیندشان ولی نمی شناسدشان مثلاً سه، چهار سال آدم با یک خانمی نشست و برخاست داشته باشد ولی نداند این خانم کی هست. بعد اگر یک نفر که آشناست بیاید، معرفی بکند، بگوید این خانم می دانی کیست؟ می گوید نه نمی دانم کیست. می گوید این خانم مثلاً رئیس منطقه 8 آموزش و پرورش است. من نمی دانستم، او را به ناهید خانم می شناختمش … می شود آدم یک کسی را ببیند ولی نشناسدش. این به این معناست. یعنی تطابق ندارد. نام امام زمان ((علیه السلام)) و شخصیت امام زمان ((علیه السلام)) با چهره مبارکشان، این که آدم می بیند و نمی شناسد به این معناست که حالا حدیث هم هست، وقتی ظهور مقدس آن حضرت اتفاق می افتد ، خیلی ها می گویند که ما این آقا را زیاد دیده ایم.
در حدیث فرموده اند:” یمشی فی الارض کما احد من الناس” حضرت روی زمین راه می روند، مثل یکی از مردم . یعنی جسم فیزیکی ایشان، احتیاجات دقیقاً همانی است که من و شما داریم.
ما می گوییم غیبت امام زمان ((علیه السلام)) یعنی اینکه ما نشانی از آن حضرت نداریم. آدرسی از آن حضرت نداریم. اگر از من و شمایی که دوستدار و محب آن حضرت هستیم بپرسند که آن حضرت کجا زندگی می کند، نمی دانیم. تازه از آن جلوتر اگر ببینیمشان هم نمی شناسیم. به اینکه این آقا امام زمان ((علیه السلام)) است نمی شناسیم.
حالا در طول تاریخ آمدند، محبین و شیعیان امام زمان ((علیه السلام)) به سر و سینه خودشان می زدند، مسجد جمکران چهل شب چهارشنبه رفتند که جسم وجود مبارک ایشان را زیارت کنند. بله آن جسمی که همه حقیقت عالم است ، آن نورانیت دارد، آن قشنگ است ، آن زیباست. آن همه جمال و حسن خداوندی است. خوشا به حال کسی که زیارت کرده، اما این همه قضیه نیست همه ابعاد وجودی امام زمان ((علیه السلام)) که در جسم فیزیکی آن حضرت نیست.
اگر بنابراین بود پس حضور امام زمان ((علیه السلام)) بر همه زندگی های ما یعنی چه؟ بر عالم نفس ما یعنی چه؟ بر نیت ما یعنی چه؟ مگر آقا با وجود فیزیکیشان چه قدر می توانند اشراف داشته باشند؟ پس غیبت امام زمان علیه السلام همه معنایش این نیست. غیبت حضرت غیبت یک حقیقتی است که در عالم گم شده، غیبت یک حقیقتی است که ما نمی توانیم ببینیم و وجدان کنیم. پرده حجابی حائل شده بین ما و این حقیقت. این حقیقتی که همه اش ساحت مقدس آن حضرت است. حالا این حقیقت چیست؟
رسول الله ((صلی الله علیه و آله)) در جواب جابر بن عبد الله انصاری که از اول مخلوق خدای متعال سوال کرده بود، فرمودند:”نور نبیک یا جابر! خلقه الله ثم خلق منه کل خیر” نور پیامبرت ای جابر! خدای او را آفرید سپس هر خیری را از او آفرید.
اولین چیزی که خلق شده مقام نورانی رسول خدا ((صلی الله علیه و آله)) بوده، سپس هرخیری از او خلق شده، یعنی حقیقت امیر المومنین ((علیه السلام))، حقیقت ائمه اطهار و انبیاء عظام ((علیه السلام)) و مومنین کرام از اوست. حقیقت قرآن، حقیقت دین، حقیقت ایمان و حقیقت اسلام همان است.
امام هادی ((علیه السلام)) در فرازی از زیارت جامعه کبیره می فرمایند:”الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم و انتم اهله و معدنه” حق با شما و در شما و از شما و به سوی شما است و شما اهل آن و سرچشمه اش می باشید. آن حقیقت در هر عصری متعلق به ولی عصر است و او در هر عصری حضور دارد به عنوان ولی همان عصر صاحب آن حقیقت حضور دارد و آن حقیقت از ناحیه او تجلی یافته و تجدید می شود. لذا امام زمان ((صلوات الله علیه)) حق جدید هستند:” السلام علی الحق الجدید … السلام علی خلف السلف…” سلام بر حق جدید… سلام بر جانشین گذشتگان…”
از آنجا که آن حقیقت باطن هر خیری در هر زمان است، پس وجود مقدس امام هر عصر و باطن و حقیقت هر خیری در زمان خویش است:”ان ذکر الخیر کنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و ماواه و منتهاه” اگر خیر یاد شود شما اول آن و اصل آن و فرع آن و معدن آن ماوا و انتهای آن می باشید.
پس همه خیر از نور وجود مقدس رسول الله ((صلی الله علیه و آله)) و در هر زمان وجود مقدس ولی خدا در همان زمان می باشد. و در عصر و زمان ما ” کل خیر” امام زمان ((علیه السلام)) می باشند. که این حقیقت در پرده غیبت نهان است. فرموده اند: “یرونه و لا یعرفونه.”
مثلاً در همین زندگی دنیایی ما غذا می خوریم. با وجودی که غذاهایی که ما می خوریم خیلی هم متنوع تر، هم صورت زیباتری دارد، هم مواد متنوع تری در آن استفاده شده ، غذا می خوریم اما مزه ندارد. غذا می خوریم اما سیرمان نمی کند. ببینید اشباع می شویم از غذا خوردنمان اما سیر نمی شویم. می دانید کی و چه موقع آدم سیرمی شود. موقعی آدم سیر می شود که سه تا قاشق از غذای امام حسین ((علیه السلام)) می خورد، چرا سیر می شویم. آدم فکر می کند برای چربی غذاست، نه آن محبت و آن باطنی که آن غذا دارد وجود آدم را سیر می کند، پر می کند، اما غذاهای الان این ویژگی را ندارد. چون حسنش و برکتش در پرده غیبت است، آن اصل خیرش در پرده غیبت است.
ببینید، همه دانشمندان علم تجربی جمع شده اند که یک وسایلی درست کنند که صرفه جویی بشود در وقت، که وقت زیاد بشود. اگر مثلاً گذشته ما ، از صبح تا شب می نشست پای تشت رخت شویی ، یک روز تا شب خودش و یک کارگر فقط به رخت شستن می گذشت ، الان رخت شستن از من و شما چه وقتی می گیرد؟ هیچی. می ریزیم داخل ماشین لباسشویی، بعد در می آوریم و پهن می کنیم. چه قدر مگر وقت می برد. نهایت ده دقیقه اگر وقت ببرد. یا ببیند همه این وسائلی که اختراع می شود، وسایل نقلیه، وسائل ارتباط جمعی، همه اینها دارند چه کار می کنند؟ می خواهند در وقت صرفه جویی کنند.
اگر روزی من از اینجا می خواستم بروم مثلاً آن طرف تهران، یک صله رحم بکنم و برگردم، تمام یک روزم گرفته می شد. الان با پنج دقیقه تلفن این کار را می توانم بکنم. خوب، پس چرا در وقت دچار بی برکتی هستیم. حالا شماها نوعاً شاید سنتان اجازه ندهد، اقتضا نکند، ولی من و بعضیها سنمان اقتضا می کند . اصلاً به وضوح آدم گذشت یک سال را می فهمید . مثلا سال 80 شد سال 81 را می فهمید. ولی الان اصلا آدم نمی فهمد.
به سرعت برق، یک روز می شود شب، یک هفته می شود آخر هفته، ماه تمام می شود. سال هم تمام می شود.
انسان خیر از وقت خود نمی بیند، خیر از عمر خود نمی بیند. آن حقیقتی که برکت، رحمت و مزه هر خیری هست. به میزانی که ذکر از بین مردم می رود، آن حقیقت هم پنهان و پنهان تر می شود. ببینید مثلاً آن نوری که یک لامپی بود که همه جا را روشن می کند. هال را روشن می کند، آشپزخانه را هم روشن می کند، یک قسمتی از اتاق خواب را هم روشن می کند، خوب این میزانی که شما یک پرده کلفت دورش بکشید، خوب دیگر روشن نمی کند، خوب این دیگر اقتضای عقل است.
قرآن کریم می فرمایند:” و من اعرض ذکری فانّ له معیشتا ضنکا.”
کسی که از ذکر من اعراض بکند، روی برگرداند، برای او معیشت سخت و رنج آوری خواهد بود. ذیل این آیه ، ساحت مقدس رسول خدا می فرمایند، ذکر ماییم. یعنی به میزانی که از این اصل، این حقیقت، اعراض شود و مردم به آن پشت بکنند، “فانّ له معیشت ضنکا” برای آنها معیشت ضنک خواهد بود.
لذاست که آن خیر، آن نعمت، آن رحمت، آن آرامش، آن امنیت، آن ایمان، غایب است. پنهان است”یرونه و لا یعرفونه” پس ببینید معنای غیبت این می شود. اینکه خدای متعال به فرض همه خلقت را از آب آفریده، و بر آب آفریده، یعنی چه؟ یعنی در همه خلقت، h2o ماده هست. در جسم ما هست، روی کره زمین هست. هر جا که شما بروید این ماده هست. یک جا گاز، یک جا جامدش، همه جا حضور دارد. غیبت یعنی اینکه آب خلقت را کشیده باشند.
مثالش این می شود. سرزمین شمال، گیلان، آن طرف ها، به دلیل آمادگی هوا، وقتی چوب خشک را می زنند در زمین، نه ریشه ای دارد، نه آبش می دهند، هیچ کاری نمی کنند، چند تا می زنند زمین، سیم بهش رد می کنند که حصاری مزرعشان بشود. اما بعد از مدتی می بینید همان چوبها دارد سبز می شود، چرا؟ چون محیط آماده است. اما شما در تهران چوب که چه عرض کنم، گلدانی که ریشه دارد، همه شرایط را دارد، خاک آماده دارد، به زحمت می توانید در خانه نگهدارید، چرا؟ چون شرایطش باید باشد، آن رطوبت موجود در هوا و خاک، و همه عواملی که کمک می کند برای جوانه زدن و سبز شدن، این جا حضور ندارد.
اینجا آن آب کشیده شده، آن رطوبت کشیده شده، معنای غیبت این است. پس ببینید، اینکه می فرمایند:” همه خیر ساحت مقدس ولی خداست. هر چه که شما حسن و نیکویی و زیبایی و قشنگی را در عالم می بینید، حقیقت آن در پرده غیبت است.
خوب حالا سوال این است، آیا می شود این غیبت را از بین برد؟ آیا می شود کاری کرد که حقیقت همه آن خیر را که وجود مقدس صاحب الزمان است درک کرد؟ وجدان کرد؟ فهمید؟ بهره برد؟ یعنی ظهور اتفاق بیفتد. ظهور دقیقاً نقطه مقابل غیبت است.
روش بهره مندی از ساحت مقدس آن حضرت علیه السلام از کلام مبارک رسول خدا صلی الله علیه و اله که به جناب جابر فرمودند را به نقل از کمال الدین می آوردیم:” جابر جعفی می گوید: از جابر بن عبدالله شنیدم که می گفت: وقتی که خدای تعالی بر پیامبرش این آیه را فرو فرستاد که ” یا ایّها الّذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم” گفتم: یا رسول الله ، خدا و رسولش را شناخته ایم، پس اولوالامری که خداوند طاعت آنها را مقرون به طاعت خود کرده چه کسانی هستند؟
فرمود: ای جابر آنها جانشینان من و ائمه علیهم السلام مسلمین پس از من هستند، اول ایشان علی بن ابیطالب است و بعد از او حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی علیهم السلام که در تورات به باقر معروف است و تو ای جابر او را می بینی آن گاه که او را دیدی سلام مرا برسان و پس از او جعفر بن محمد صادق و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی علیهم السلام و پس از او همنام و هم کینه من حجه الله در زمینش و بقیه الله در بین عبادش، فرزند حسن بن علی ائمه مسلمین خواهند بود. او کسی است که از شیعیان و اولیائش غایب شود، غیبتی که بر عقیده به امامت او باقی نماند مگر کسی که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده است.
جابر گوید: گفتم یا رسول الله آیا در غیبت او برای شیعیانش انتفاعی هست؟
فرمود: آری، قسم به خدایی که مرا به نبوت مبعوث فرمود به نور او استضائه می کنند و به ولایت او در دوران غیبتش بهره مند می شوند، مانند بهره بردن مردم از خورشیدی که در پس ابر است. ای جابر این سرّ مکنون خداوند و علم مخزون اوست، آن را از غیر اهلش بپوشان.
خورشید وجود امام))علیه السلام)) برکت خود را برای همه دارد. او ولایت بر همه کائنات خداوندی دارد و این ولایت در عالم تکوین حکم فرماست. پس اینک در محضر و مشهد او با ادب باش که اگر نه تو شاهد بر اویی، او شاهد بر توست. اما معنی این حدیث این است که ما باید آقا و مولایمان را در عالم تشریع و اختیارمان حاکم کنیم. ایشان را حاضر بدانیم و همواره او را ناظر بر اعمال و وجود خود وجدان کنیم. ما هر لحظه و هر آن از آن طرف آقا و مولایمان دیده می شویم. انشاء الله این نیمه شعبان آخرین نیمه شعبان عصر غیبت امامان باشد. خداوند قلب مطهر امام زمان))علیه السلام)) را از همه ما راضی و خشنود بگرداند. قلب مقدس آن حضرت به مژده ظهورش شاد و خرسند بگردد صلوات.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *