متن مجری10

متن مجری10

 

رسول اکرم- صلوات الله علیه و آله- فرمودند: « اگر درختان قلم باشند ودریا مرکّب وجنیان حساب کننده و آدمیان نویسنده؛ نمی توانند شمردن؛ فضایل وکمالات ِعلی- علیه السّلام- »

بدان که رسول اکرم- صلی الله علیه و اله- فرمودند: « ذکرِعَلیٍ عباده »

پس بیا در این قلیل مهلت که به سُرور عید کبیر غدیر نشسته ایم، کمی از بحرِ بی کران کراماتِ حضرت را؛ گوش جان بسپاریم .

پسر بچّه ای بود در قدیم یهود؛ سالم وتنومند؛ والدینش اورا به دایه ای سپرده بودند تا اورا تربیت کند؛ روزی دایه کودک یهودی که کمی از علم کاهنان را می دانست به او گفت:

ای پسرکم؛ تو شجاع و دلیر خواهی شد وبر هر کس غلبه توانی کرد؛ الاّ آن کس که نام او «حیدر» است؛ مبادکه با او نبرد کنی که کشته خواهی شد.

سالها بگذشت؛ اسلام به ظهوررسید و پس از هجرت به مدینه قدرتی یافت و هواداران مسلمانش بیشتر شدند؛ تا سال هفتم هجری. در سال هفتم هجری رسول اکرم- صلی الله علیه و آله- نامه هایی به سران کشورهای دیگر نوشت و آن را به اسلام وترک شرک وکفرشان دعوت کرد. اغلب آنها پذیرفتند و بیم آن می رفت که امپراتوران روم یا ایران با بزرگترین دشمنان واقع در حجاز و همسایگی مدینه که مرکز اسلام شده بود؛ یعنی یهودیان خیبر، هم پیمان شده و ضربتی به درخت نونهال اسلام وارد سازند.

خیبر شامل هفت قلعه محکم بود که دور آنها را خندقهای عمیقی کنده بودند واطراف قلعه ها مزارع و کشتزارها بود وهمه متعلق به چند تیره از یهودیان.

به دلایلی و به خاطر امر خداوند؛ دستور حمله به یهودیان خیبر توسّط رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- ؛ به مسلمانان صادر شد.

لشکر اسلام به منطقه خیبر رسید وآنجا سکنی گرفت؛ جنگ آغازشد؛ هرروز مسلمانان با رشادت می جنگیدند و یهودیان را شکست می دادند؛ تا اینکه سه قلعه؛ از هفت فتح شد ویهودیان آن قلعه ها فراری شده ویا کشته شدند .

هفده روز از این زدوخوردها گذشته بود که آقا رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- دچار شقیقه درد سختی شده و نتوانستند شخصاً به میدان روند؛ آقا امیرمؤمنان- علیه السلام- هم که پرچمدار لشکر بود بیمار شد.واوهم به جنگ اعزام نشد.

اللهم صلی علی محمد وامیرالمؤمنین والاَئمّه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *