قمر العشیره

قمر العشیره

 

عمو جان، شما را قمر نامیدند از آن جهت که نور می گیرید از شمس وجود نازنین امام زمانتان…
و ادب از محضر شما کسب فیض می کند چرا که هرگز او را برادر نخواندید
هرگز در مقابل ایشان ننشستید
هرگز تقاضایی از حضورشان نداشتید
و مطیع محض بودید در اطاعت امر حجت خدا…
و ایثار و فداکاری در هر آن و هر لحظه برای ایشان، وام دارتان بود
تا آنجا که پدر بزرگوارتان در هنگام وداع آخرین، دستِ برادر بزرگ را در دستان پر مهرتان نهاد و سفارش او را به شما نمود…
و دل اگر در سینه تان می طپید اول برای فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها در طپش بود و او را بر خودتان و فرزندانش را بر اولاد خود ترجیح می دادید
تا جایی که جان شیرین را در راه مشکی آب برای طفلان تشنه ی برادر پیشکش کردید…
آری قمرالعشیره فقط در خور وجود مقدستان است…
و شدی ماه بنی هاشم تا کودکانِ دلبسته به شما، هر بار به آسمان نگاه می کنند چهره زیبایتان در نظرشان مجسم گردد
و شدی عزیزترین عموی خلقت، تا همیشه ی تاریخ مادران قصه های شب های کودکانشان مهربانی های شما باشد
و امروز همان روزیست که با آمدنتان
خانه ی مولا بار دیگر نورباران گشته
و دلِ خواهرها و برادرها به بودنتان گرم می شود
و شدی قوتِ قلب پدر
و شدی هدیه ای که مادر، دور سرِ کودکان فاطمه سلام الله علیها بگرداند
و تا باشی، کمر برادر استوار و محکم باشد
و امید اهل حرم و میر حرم و سقا و علمدار حرم باشی
و زمین چه فخری می کند به قدومتان
و ما چه خوشبختیم که دلمان به داشتن تان قرص است…
و با بضاعت اندکمان درون قلوب خویش، مجلسی برایتان می آراییم و میزبان قدومتان خواهیم شد…
و از خدا تمنا داریم عیدی ما را فرج هرچه زودتر مولایمان قرار دهد
تا دنیا به ظهورشان گلستان گردد
اللهم عجل لولیک الفرج

الحقیر هاشمی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *