فداکارترین برادر

فداکارترین برادر

شجاعت بی نظیرش را از پدر به ارث برده بود و از مادرش…

پدرش علی علیه السلام، که شجاع ترین مردان عرب را به خاک افکنده بود، همو که دوست و دشمن به شجاعتش اقرار کرده و لب به مدحش گشوده بودند.

و مادرش ام البنین، از قبیله بنی کلاب که از دلاورترین و شجاع ترین قبائل عرب محسوب میشد.
این بانوی با فضیلت، فرزندانی قوی و شیرپنجه برای مولا امیرالمؤمنین بدنیا آورد که یک یک آنها را فدای مولایش حسین علیه السلام نمود.

چهارم شعبان سال ۲۶ هجری
قنداقه نوزاد را در آغوش پدرش جای دادند.
پدر او را غرق بوسه کرد و بر زبان و چشم و گوش او زبان گذارد تا حق بگوید و حق ببیند و حق بشنود.
آنگاه امیرالمؤمنین علیه السلام، در گوش فرزندش اذان و اقامه گفت و عباس را با نام خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، آشنا ساخت.

او را عباس نامید یعنی شیر بیشه…
از شدت صولت و شجاعتش او را عباس میخواندند
قمر منیر بنی هاشم بود و
صورتش مانند قرص ماه در شب تیره میدرخشید
ابوالفضل بود و صاحب کمالات و فضائل بیشمار، تا آن جا که معصوم علیه السلام او را «عبد صالح» خواند،
و مقام والایش نزد خدای تبارک و تعالی، سبب گردید تا عباس درگاهی شود برای حاجات نیازمندان و دردمندان و « باب الحوائج» بودنش شهره خاص و عام گردد.

بنده بود و این یعنی رسیدن به عالیترین مرتبه از مراتب انسانی.

سخن گفتن از فضائل بی شمار پیدا و پنهان و درک مقام شامخ ابوالفضل علیه السلام، در حد توان نویسنده نیست و این مقال کوتاه را نیز آن مجال نیست.

لذا برای عرض ارادت به آستان والای حضرتش، گوش جان را به کلام نورانی اهل بیت علیهم السلام میسپاریم

حضرت امام سجاد علیه السلام در وصف عموی بزرگوارش میفرمایند :

«رَحِمَ اللهُ الْعَبّاسَ، فَلَقَدْ آثَرَ وَابْلی وَ فَدّی أخاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّی قُطِعَتْ یَداهُ … »

خداوند عبّاس را رحمت کند، که جانبازی کرد و خوب امتحان داد و خود را فدای برادر نمود تا دو دستش قطع شد، خداوند در عوض به او دو بال داد که با فرشتگان در بهشت پرواز می‌کند، چنانکه به جعفر بن ابیطالب عطا نمود.

حضرت عبّاس نزد خداوند متعال منزلت و مقامی دارد که تمام شهداء (اوّلین و آخرین) در روز قیامت تمنّای مقامش را می‌نمایند .

همچنین مفضّل بن عمر روایت کرده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

«کانَ عَمُّنَا الْعَبَّاسُ نافِذُ الْبَصیرَهِ، صُلْبَ الایمانِ، جاهَدَ مَعَ أبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام، وَابْلی بَلاءً حَسَناً وَ مَضی شَهیدَاً».
عموی ما عبّاس بصیرتی عمیق و ایمانی محکم داشت، در محضر ابی عبدالله علیه السلام جهاد کرد و نیکو کفایت نمود تا به شهادت رسید.

و در زیارتی که ابوحمزه ثمالی آن را نقل کرده است، امام صادق علیه السلام اینگونه عمویش عباس را زیارت میکند و مدح او را بر زبان مبارک جاری میسازد:

« … اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ بالَغْتَ فِی النَّصیحَهِ وَ اَعْطَیْتَ غایَهَ الْمَجْهُودِ … اَشْهَدُ اَنَّکَ لَمْ تَهِنْ وَ لَمْ تَنْکُلْ وَ اَنَّکَ قَدْ مَضَیْتَ عَلی بَصیرَهٍ مِنْ اَمْرِکَ، مُقْتَدِیاً بِالْصَّالِحینَ وَ مُتَّبِعاً لِلنَّبِیّینَ».
… شهادت می‌دهم که تو (ای ابوالفضل) نهایت کوشش را در خیرخواهی نمودی و کمال تلاش و اهتمام را
در این راه مبذول داشتی …. گواهی می‌دهم که تو هیچ سستی و کوتاهی نکردی و با بصیرت و حجّت از جهان درگذشتی و همیشه در اعمالت به صالحان اقتداء کردی و پیروی از رسولان نمودی … »

پدرش حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام خود را فدای پیامبر می‌نمود و آن حضرت را بر خود مقدّم می‌داشت و حضرت عبّاس علیه السلام این صفت را از پدر به ارث برده و مظهر تامّ این خصلت بود.

و چه زیبا گفت مولای متقیان علی علیه السلام که :

«شجاعت، نصرتی حاضر و فضیلتی آشکار است».

نویسنده: فرشته سلطانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *