شعله های عشق

شعله های عشق

اشک هایش را در پس کوچه های مدینه آنگاه که ندای حق میداد، شنیدم . رشید فروزان آل رسول، کسی نداشت جز حسنین که سوختن مادر را به تماشا بنشینند .
ای ایوب بلای آل طاها، تو را در تنگنای خفته در خواب مدینه یافتم، آنگاه که هیچ تسلیم شده ایی از دین رسول الله حاضر به یاریت نشد، و ندای مظلومیتت را نشنید.
ناله هایت فدک از دست رفته را ندا داد …. ناله هایت فراق پدر را ندا داد …. ناله هایت تنهایی علی را ندا داد … .. ناله هایت دورویی مردم زمانه را ندا داد …..
مدینه …..!!!!!
چگونه دیدی و چگونه شنیدی ستم های غرق در منیت های متوحشان زمانه را بر آل الله، و ریحانه نبی را و سکوت کردی؟!
شعله های کین را برافروختند بر جان زهرای مرضیه، و محبوبه مرتضی علی را در آن سوزاندند، و تو فقط دیدی و …….
چگونه دیدی که شعله های آتش برای عصمت الله را؟! شعله های عشقی برای وصال پدر …..
اما تاریخ از پس دیوار قرن ها این ندا را شنید، و امروز به سوگ آن تنهایی ها، آن مظلومیت ها، آن قهرمانی ها تا پای جانت نشسته و این ندا را به گوش عالمیان میرساند، ندای آزاده بودن، ندای عدالت، ندای حامی مجری امر الهی بودن ……
و امان از پس کوچه های مدینه که ظلم را تا قرن ها بر عدالت خواهان جهان تحمیل کرد، و تنها انتظار است که آرام میکند دل های سوخته از این بی عدالتی به آل علی و محبینش را…
انتظار فرزند آفتاب زهرای مرضیه …….

مرضیه ولی حصاری

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *