غرفه‏ ى 4 : ما و غدیر(نمایشگاه پیمان با غدیر)

راهنمای غرفه (1)

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا میثاقَ اللَّهِ الَّذی أخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ.»

«سلام بر تو اى پیمان خدا که آن را ستانده و محکم گردانده است.»

غدیر مراسمى براى معرّفى سلسله‏ ى امامانى بود که پس از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم ، تا قیامت، جانشین آن‏ حضرت ‏اند و هدایت و رهبرى امّت را به دست دارند؛ امامانى که علم کتاب و دانش تکالیف الاهى نزد آنان سپرده شده است و میزان و معیار هر حقّ و حقیقت و برگزیدگان خدایند؛ از امام علىّ‏ بن ابى‏طالب تا حضرت مهدى علیهم السلام، بر امّت است که آنان را حمایت و به آن‏ها مراجعه کنند و از ایشان بهره گیرند. مردم آخرالزّمان نیز از این حکم مستثنى نیستند؛ زیرا اینان هم مخاطبان واقعى پیامبر خداصلى الله علیه وآله وسلم در غدیر سال دهم هجرى بوده ‏اند؛ چه منشور غدیر پیامى براى همه‏ ى تاریخ است.

ما در این دوران، پیشوایى داریم که به امامتش معتقدیم. در اندیشه‏ ى شیعه، آن امام بزرگوار مصداق زنده و بارز و آخرین ستاره از منظومه‏ ى رهبران آسمانى است که نبىّ گرامى اسلام صلى الله علیه وآله وسلم در خطابه‏ ى غدیر خود معرّفى فرمودند. این است که خود را از نعمت وجود امام محروم نمى ‏دانیم؛ گرچه آن‏حضرت در غیبت به‏ سر برند.

در باور ما، غیبت امام یعنى حاضربودن او در سطح جامعه و زندگى به‏ طور ناشناس. از این ‏روست که مى‏ گوییم: راه ارتباط با حجت خدا همیشه گشوده است و مى ‏توان به ‏سوى او تقرّب جست و درِ آستان او را کوبید و به راستى هدایت و بصیرت در کارها را توسط او از درگاه خداوند مسألت کرد.

امام زمان علیه السلام خود در یک توقیع، براى جوانى جویاى هدایت فرمودند:

« إنْ استَرشَدْتَ أُرشِدْتَ وَ إنْ طلبتَ وَجَدتَ.»

«اگر طالب باشى، خواهى یافت و اگر هدایت بجویى، راهنمایى خواهى شد.»

به یقین، احاطه ی ایشان چنان است که نجواى شیعیان را در خانه‏ هایشان مى‏ شنوند و با حمایت‏هاى آشکار و پنهان خویش، پاسخ‏گوى آنان خواهند بود. در عین‏ حال، دیدار حضورى ایشان در صورتى‏ که اراده‏ ى آن بزرگوار بر آن تعلّق گیرد امرى ممکن است؛همان طور‏که تجلّیّات و تشرّفات بسیارى در دوران غیبت کوتاه و بلند آن کعبه‏ ى دل‏ها اتّفاق افتاده است.

پدیده‏ ى غیبت و ظاهرنبودن او نباید سبب شود تا براى او شأن کم‏ترى نسبت به امامان گذشته قائل شویم! ظرافت این نکته چنان است که حتّى برخى از بزرگان در بعضى از موارد از آن غافل مانده ‏اند. داستان مقدّس اردبیلى آن‏ هنگام که براى حلّ مشکل علمى به امیرالمؤمنین علیه السلام متوسّل مى‏ شود تا از خدا بخواهد که به آن امام اجازه دهد که مشکل او را حل کند نمونه‏ ى بارز این مسأله است و امیرمؤمنان علیه السلام این نکته ‏ى ظریف را به این عالم متّقى تذکّر دادند:

«به سراغ فرزندم مهدى که امام زنده ‏ى توست به مسجد کوفه برو و پاسخت را از او دریافت کن؛ او امام زمان توست.»

در غدیر خم، پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم وقتى معنا و مفهوم ولایت را توضیح دادند و از همه‏ ى مردم گواهى گرفتند که نسبت به آنان از خودشان سزاوارتر و صاحب‏اختیارترند- منشور ولایت امامان را صادر فرمودند که: «مَنْ کُنتُ مولاهُ فَهذا علیٌّ مَولاه…» ؛ و هر که مرا صاحب‏ اختیار و سرپرست خود مى‏ داند، على علیه السلام را هم، به معناى کامل کلمه، صاحب‏ اختیار و سرپرست خویش بداند و این تا قیامت در نسل على علیه السلام خواهد بود. فرمودند:

«بر هر یکتاپرستى، حکم او جارى و کلام او روا و فرمان او نافذ است. فرمان‏بردارى از ائمّه علیهم السلام بر همه واجب است.»

لازمه‏ ى اعتقاد به ولایت امام علیه السلام این است که مؤمن امامش را بیش از خود نسبت به همه‏ ى امور صاحب حق بداند و براى ایشان در همه‏ ى کارهاى مربوط به خویش تقدم قائل باشد. به عبارت دیگر، حقّ امر و نهى براى امام قائل شود و خواست حضرتش را در هر مسأله‏اى جست ‏وجو و اطاعت کند.

در عصر حاضر که امام زمان علیه السلام، عهده ‏دار کارگزارى و فرمان‏روایى جهان است حق حجّت الاهى نسبت به ما این است که ایشان را در همه‏ ى امور، صاحب اختیار خویش بدانیم و همواره خود را حاضر بر سر سفره ایشان ببینیم و همه‏ ى هستى و امکاناتى که در اختیار داریم جز در مسیرى که مورد خشنودى حضرت اوست، به‏ کار نبندیم بلکه امور خود را، در همه‏ ى لحظه‏ هاى عمر، مطابق رضاى آن قبله‏ ى دل‏ها جهت دهیم.

غدیر روز میثاق است؛ روزى که امامت همه‏ ى امامان به نحو کامل و رسا به همگان ابلاغ شد و از همه‏ ى مردم بر این مطلب پیمان و میثاق گرفته شد. رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم به مقتضاى موقعیّت و کثرت جمعیّت، در مرحله‏ ى اوّل، به پذیرش قلبى و اقرار زبانى اکتفا فرمودند و سپس براى رسمیّت بخشیدن بیش‏تر دستور دادند دو خیمه برپا شود. آن‏گاه خود و حضرت علی علیه السلام هریک،در یکى از خیمه ‏ها حاضر شدند تا مردم ابتدا با پیامبر خدا صلى الله علیه وآله وسلم و سپس با امیرالمؤمنین علیه السلام دست بیعت دهند و انتصاب آن‏حضرت را به امامت و صاحب‏ اختیارى تبریک و تهنیت گویند.

اینک، اگر کسى صادقانه به پیمان غدیر پاى‏بند بود و در هر عید غدیرى، با خدا و پیامبر و امامانش تا حضرت بقیّهاللَّه علیه السلام تجدید بیعت کرد، از کسانى که در غدیر حاضر بودند چیزى کم ندارد.

اگر امام زمان علیه السلام تنها میثاقى است که خداوند در حال حاضر بر روى زمین دارد و در روز غدیر دعوت‏ کننده‏ ى الاهى به اسم و صفت معرّفى ‏اش فرمود و از همه‏ ى مردم تا روز قیامت، خواست تا پیمان امامت او را برعهده گیرند، مى ‏توان در روزگار غیبتِ امام عصرعلیه السلام هم، در دل با آن ‏حضرت بیعت کرد. از این رو خواندن ادعیه‏ هم‏چون دعاى عهد یا… که نمادى براى این تجدید بیعت قلبى است، توصیه شده است.

لازمه‏ ى بیعت با امام زمان علیه السلام، اطاعت است و پاى‏بندى بر محتواى پیام غدیر و پذیرش مولویّت آن امام هُمام است.

اگر ما خود را شیعه‏ ى امام علیه السلام مى‏ دانیم، باید ببینیم عمل ما چه ‏قدر مطابق پیمانى است که با پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم بسته ‏ایم. آیا با دل و جان و زبان تسلیم نبىّ و وصى شده‏ایم؟ زبانمان چه‏قدر در جهت خشنودى ایشان چرخیده است و در نهایت، قلب ما چه مقدار در خدمت مولایمان بوده است؟ چه ‏قدر از سال‏هاى عمر و امکانات خویش را در راه کسب رضاى محبوب صرف کرده ‏ایم؟ آیا بر اداى حقوق امام زمان خود اهتمام ورزیده‏ ایم؟

باهم،به حضورپیام‏ آورمهربان و نبىّ گرامى اسلام که ‏درود خدا برآن ‏حضرت‏ و خاندانش ‏باد عرضه مى‏ داریم:

یا رسول اللَّه! در غدیر خم، دستان نیاکانمان را در دست امام زمانشان، علىّ‏ بن‏ ابى‏طالب علیه السلام، نهادى و آنان را فرمودى که از او پیروى کنند و یادآور شدى که پاى‏ بندى بر پیمان غدیر، سعادت دنیوى و اخروى ما را تأمین مى‏ سازد. اینک که پیامت به ما رسیده است، ما نیز دست بیعت به ‏سوى تنها یادگار زنده‏ ى حاضرت، حضرت مهدى علیه السلام دراز مى‏ کنیم و اعلام مى‏ کنیم که او امام زمان ماست و پیشوایى که تو به فرمان الاهى منصوب‏ اش داشته‏اى. در همه ‏حال، به او توسّل داریم و منتظریم تا با ظهورش حقیقت غدیر به انجام رسد. براى فرجش دعا مى ‏کنیم و براى یارى ‏اش آماده ‏ایم و هرگز از او غافل نخواهیم بود و بر این عهد پاى‏ بندیم؛ باشد که وفادارى ما به غدیر و وارث غدیر قلب آن پیامبر مهربان را خشنود سازد و ما را به عاقبتِ خیر و رستگارى و سعادت برساند.

در غدیر، مسلّم شد: آنان که از خدا و رسولش و على و فرزندانش علیهم السلام که صراط مستقیم الاهى‏ اند اطاعت کنند، بى ‏گمان، به رستگارى و بهشت دست مى‏ یابند و کسانى که با آنان مخالفت کنند، رانده‏ ى درگاه خدا و اهل شقاوت ‏اند و به دوزخ وارد خواهند شد و این ثمره ‏ى دو نوع ارتباط و برخورد مختلف با امام است.

اطاعت از وصىّ پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم، حضرت مهدى علیه السلام در آن است که به پیمان غدیر و عهد امامت آن مولا وفادار بوده خود را به اعمال شایسته بیاراییم و از گناهان و لغزش‏ها دورى کنیم تا نشان دهیم که اماممان را دوست داریم و از آن‏چه او نمى ‏پسندد گریزانیم و به عهد اطاعت از او پاى‏ بندیم و بر انجام پیمان خود، سستى نمى ‏نماییم. اگر وفادار بودیم و توفیق طاعت خواستیم و تسلیم امر آن بزرگوار شدیم و راه هدایت و صراط مستقیم الاهى را از او طلبیدیم، مشمول عنایات ویژه‏ ى امام عصرعلیه السلام مى‏ گردیم و نظر لطف حضرتش را بر خود بیش‏تر احساس مى‏کنیم.

هشیار باشیم تا شیطان و دست‏یارانش ما را در اطاعت از آخرین بازمانده‏ ى غدیر، حضرت مهدى علیه السلام ، باز ندارند؛ چه از غدیر سال دهم هجرى، هنوز هفتاد روز بیش‏تر سپرى نشده بود که نگذاشتند جهانیان از آن کوه شرافت و فضیلت و حکمت و عصمت و آسمان شجاعت و غیرت و جوان‏مردى و مروّت و فتوّت و دریاى علم و صبر و وفا و صفا، در این کویر خشک تفتیده‏ ى دنیا بهره گیرند و بفهمند که على نسخه‏ ى منحصر به فرد عالم هستى است. نگذاشتند قحطى ‏زدگان دنیا باران رحمت و نعمت محبّت علوى و جانشینان پاکش را، حتّى لحظه ‏اى، بچشند و آن دریا در دل زمین نهان شد.

آرى، شُکوه غدیر را برنتابیدند و حُرمت امیرش را فرونهادند و جان و روح و ناموس غدیر را در همسایگى مرقد آن پیامبر رحمت، به جفا آزردند و چه کفرانى بر اتمام نعمت الاهى و چه دشمنى با اکمال دین و شریعت ورزیدند! آن‏چنان بر امیر غدیر ستم آوردند که گویى استخوان در گلو و خار مغیلان در دیده داشت و در آن حال، چاره‏ اى نمى‏ یافت جز شکیبایى.

چه بسیار از همان‏ها که در ایّام غدیر در حضور آموزگار و آورنده‏ ى شریعت، براى سلام و تبریک به مولاى غدیر و پیمان‏ بستن با او بر یک‏دیگر پیشى مى‏ جُستند، آن عهد و پیمان را زیر پا گذاشتند و فردا و فرداهاى غدیر…

افسوس که چه خسران و خسارتى بر بشریّت بار شد و چه حسرت و افسوسى باقى ماند! این‏ همه انتظارى که کشیدیم و مى‏کشیم نتیجه‏ ى همان پیمان‏ شکنى است که بر امیران غدیر روا شد. آرى، کسى که حقّ خدا را در مورد ولىّ برگزیده‏ اش ادا نکند و بدو تمسّک نجوید و صراط مستقیمى را که خدا گشوده است نپیماید، مسلّماً دچار راه‏ زنى هم‏چون شیطان مى‏شود.

غدیر را جایگاهى یافتیم که فرمان خداوند در آن به اجرا درآمد و پیامش که امامت امامان از غدیر تا قیامت بود ابلاغ شد؛ پیامى که پیام ‏آور خدا رساندنش را فریضه ‏اى بزرگ شمرد و از حاضران پیمان گرفت تا به‏ عنوان مهم‏ترین معروف، این پیام را، تا روز قیامت، به غایبان برسانند.

از این ‏رو، ابلاغ پیام غدیر قطعى و واجب است و اگر ما شیعه‏ اى بودیم که به یُمن غدیر ، پیام ‏رسان غدیر به نسل‏هاى بعد شدیم، باید بر خود ببالیم؛ زیرا نه تنها فرمان الاهى را به اجرا درآورده ‏ایم که کارى پیامبرانه کرده‏ ایم و گامى در پى امامان هدایت و غدیرى خود برداشته‏ایم.

اوّلین یادآور و پیام ‏آموز غدیر دختر عزیز رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم بود که در مسجدالنّبى، ضمن خطابه ‏اى پُرشور، مهاجر و انصار را مخاطب قرار داد و فرمود:

«شگفتا! آیا غدیر را فراموش کرده ‏اید؟ فراموش کرده ‏اید یا خود را به فراموشى زده‏اید؟! مگر پدرم در روز غدیر خُم براى کسى عذرى باقى گذاشت؟!»

زهراى اطهرعلیها السلام یک لحظه از پا ننشست تا غدیر پنهان نشود و فراموش نگردد و تا آن‏جا بر این حقّ از دست‏ رفته پاى فشرد که دژخیمان خانه ‏اش را به آتش کشیدند و پیکر پاکش را پشت آن در نیم ‏سوخته‏ ى شعله‏ ور، از سر ستم فشردند.

خواستند غدیر را در مسلخ سقیفه ذَبح کنند؛ امّا یادگار رسول از یارى همسر و امام غریب خود دست بر نداشت. از على گفت و گفت تا سرانجام جان بر سر این راه گذاشت. این بود که براى همه‏ ى غدیریان الگو شد و این گونه به ما آموخت که براى رساندن پیام حیات‏بخش غدیر، باید خروشید و در ابلاغ آن به همه ‏ى نسل‏ها با همه‏ ى توان از دل و جان کوشید. دار و ندار خویش را در این راه باید داد.

اینک، وظیفه‏ ى ما در غدیر برطرف‏ کردن گرد و غبار غربت از چهره ‏ى امیران غدیر است تا آن‏که غمى از دل امام عصرعلیه السلام بزداید.

اگر ما از امّت مصطفى صلى الله علیه وآله وسلم هستیم و به فرمان بزرگ‏داشت غدیر و ابلاغ پیامش متعهّدیم و آن را برترین معروف مى‏ دانیم که باید بدان امر کرد، حتّى با دست خالى و پاى‏برهنه و پیاده باید به راه افتیم و چونان سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار که غربت غدیر و امیرش را دریافته بودند از ولایش دَم زنیم و بانگ برداریم که: حق با على است.

آرى، ما امامت و صاحب‏ اختیارى على و فرزندانش علیهم السلام را به همه‏ جا و همه‏کس مى ‏رسانیم تا در روز رستاخیز، در برابر رسول خدا و عترت او شرمنده نباشیم.

ابلاغ پیام غدیر خدمت‏گزارى به آستان امام عصرعلیه السلام است و بهترین توفیقى که خداوند ممکن است در روز مبارک و فرخنده‏ ى غدیر به آنان که درخواست مى ‏کنند، عطا فرماید. اگر در مسیر رضاى امام عصرعلیه السلام تلاش و کوششى کردیم و در زمان حاضر، او را به مردم مضطرب و بیچاره ‏ى زمین شناساندیم تا گامى به امام زمانشان نزدیک شوند، وظیفه ‏ى غدیرى خویش را به‏ جا آورده ‏ایم و پیام غدیر را در حدّ خود ابلاغ کرده ‏ایم و آن‏گاه که این‏چنین شد، بهترین عیدى الاهى در این ایّام نصیبمان شده است.

غدیر عید ولایت کسى است که جدّیّت هدفمند کردن زندگى و اهمّیّت کوشیدن در بندگى را به ما نشان داد. عید مولایى که بازى‏ اش با کودکان یتیم بود و شادى ‏اش نبودن دلى غمین؛ جلیس محرومان بود و انیس مظلومان.

… و اکنون در آستانه ‏ى غدیریم! آیا من و تو آن‏ چنان که رسول ‏اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: «غدیر، افضل اعیاد امّت من است» این عید را بزرگ‏ترین و برترین عیدمان مى‏دانیم و براى رسیدنش روزشمارى مى‏کنیم؟ آیا شور و نشاطى که در غدیر بر پیامبر خدا نمودار بود در ما نیز هست؟

اگر مَحبّت مرتضى على و فرزندانش تا امام زنده ‏ى این زمان، در خانه‏ اى راه یافت، آن خانه آباد و نورانى شده است؛ هر چند آن خانه سراى دلى باشد و چه خانه ‏اى پاک‏تر از دل؟

هریک از ما وظیفه ‏مندیم تا بر اتمام نعمت الاهى و اکمال شریعت محمّدى شکر و سپاس به‏ جا آوریم و بایسته‏ ى این شکر آن است که نگذاریم غدیر از یاد رود و هر ساله غریبانه بیاید و برود و تا سالى دیگر، فراموش شود. باید قدردان غدیر باشیم و به تعظیم آن همّت گماریم. ساده ‏ترین کار آن است که به سنّت پدران، با دیدار سادات، خاندان پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را احترام بیش‏تری بگزاریم.

غدیر، روز دورى از گناهان و آمرزش خطاى بندگان است.

بیاییم طعم شادمانى غدیر را در کام کودکان، نوجوانان و جوانان شیرین کنیم و آنان را با شمیم مهر و مَحبّت امام عصرعلیه السلام آشنا سازیم تا هر ساله منتظر غدیر باشند. عیدگرفتنِ غدیر اگر فرهنگى عمومى شد و میان مردم رواج یافت، هم‏چون عاشورا فرونشاندنى نیست. سُرور و شادى در غدیر به همان قدر مهمّ است که عزادارى و ماتم در محرّم. آن هنگام است که وظیفه‏ اى را که رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم فرمود به انجام رسانده ‏ایم و دل و جان جوانانمان را با بیان مکارم اخلاقى پیشوایان گران‏قدر خود، از علىّ مرتضى تا مهدى آل محمّدعلیهم السلام، روشن کرده‏ایم تا به خود ببالند که مولایشان على است و بنازند که شیعه‏ى مهدى ‏اند. آن‏گاه لذّت عنایاتشان را خود خواهند چشید.

اگر در غدیر که نه، در تمام ایّام، درد غربت دین و مظلومیّت امیر غدیر را در سینه داشتیم و بارى، به عیادت بیماران و تفقّد ایتام و گره ‏گشایى از گرفتاران رفتیم و سلامشان کردیم و مبارک‏باد گفتیم و رنج بیمارى و درد بى‏ پدرى و ظلم ‏دیدگى از بى‏ مروّتى و نبودِ عدالت را در جانشان التیامى بخشیدیم و هدیه‏اى، هرچند کوچک به‏گونه‏اى که خجالتى نیاورد و هیچ منّتى از ما نبینند تقدیمشان کردیم و یاعلى‏ گویان به خدایشان سپردیم…، شاید گوشه ‏اى از وظیفه‏ ى غدیرى خویش را به انجام رسانده و کارى کرده باشیم تا پس از رفتنمان، نه ما را، که از على تا مهدى علیه ما السلام را دوست بدارند.

پیام غدیر بشارتمان داد که مولایمان زنده و حاضر و آخرین پیشوا از سلسله‏ ى امامان است. اوست که کارها به او واگذار شده است. اوست که کسى بر وى پیروز نمى‏ گردد. اوست امام و حجّت باقى و پس از وى حجّتى نیست. هیچ حقّى نیست مگر همراه او و هیچ نورى نیست مگر نزد او. آرى، او امین خدا و ولىّ او در زمین است.

امروز یگانه وارث زنده ‏ى غدیر، امام حاضر من و شماست؛ همان امامى که خداوند از میان مخلوقاتش برگزیده و در پیشگاه او صاحب منزلت است؛ همان امامى که علوم همه‏ ى انبیا به او رسیده و وارث هر دانش و چیره بر هر علمى است؛ همان امامى که رمز خاتمیّت پیامبر است و جاودانگى اسلام؛ همان امامى که ‏رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در غدیر بشارت ظهور و فراگیرى عدلش را در زمین به همه ‏ى انسان‏ها داد. او هم ‏اینک وارث ولایتِ علوى است.

بیاییم در این زمان همه‏ ى توجّه خود را به آستان او معطوف کنیم و براى یافتن حقّ و کسب نور و هدایت، به درگاه او متوسّل شویم و درِ خانه‏ ى او را بکوبیم. ملاک حق، امروز وجود امام حىّ است. به همین دلیل، آن محبوب دل‏ها به یه یکی از علما فرمود که:

«جستن معارف والاى دینى، جز از راه ما خاندان، به انکار ما مى ‏انجامد.»

این همان سخن امام صادق علیه السلام است:

«دروغ مى‏ گوید کسى که گمان دارد که از شیعیان ماست؛ امّا به دست ‏آویزهاى دیگران تمسّک مى‏ جوید.»

به لحظات پایانى نزدیک شده ‏ایم. کوشیدیم تا حدّ توان، گوشه‏ اى از فضایل و کمالات امیر غدیر و سلسله‏ ى پیشوایان از فرزندانش را به همراه پیام غدیر به گوش جان شیفتگان و شیعیانش برسانیم.

آری، خوش‏حال باشید و دل مسرور دارید که «فرزند على» در راه است و صبح پیروزى آمدنى است. اگر توفیق درک محضر او را یافتید، دست در دستش گذارید و با او صادقانه و از سویداى دل، بیعت کنید و عید غدیر را به آستانش تبریک گویید و بدانید که دولت عدل او تجسّم آرمان بعثت و غدیر و عاشوراست.

خدایا! توفیق شکر نعمت غدیر را به ما ارزانى دار تا قدردان غدیر باشیم و به تعظیم آن همّت گماریم.

خدایا! تو را به روح ولىّ‏ ات على علیه السلام هم او که چشم بر هم زدنى، به یگانگى تو شرک نورزید سوگند مى ‏دهیم در فرج فرزندش مهدى علیه السلام شتاب فرما.

خدایا! ایمان و تقوایى عطایمان کن تا ابرهاى سیاه غیبت سبب محروم ‏ماندن ما از تابش خورشید وجودش نگردد. چشمان مان را به چهره‏ ى پُرفروغ آن ولىّ خدا که به یُمن وجود او زنده‏ایم و نفس مى ‏کشیم منوّر ساز.

«اَللَّهُمَّ أرِنی الطَّلْعَه الرَّشیدَه وَ الْغُرَّهَ الحَمیدَه وَ اکْحُلْ ناظری بِنَظْرَه منّی إلیه…»

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *