غرفه‏ ى 1 : اهمّیّت غدیر (نمایشگاه پیمان با غدیر)

راهنمای غرفه (1)

اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوِلایَهِ أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ الْأئِمَّهعلیهم السلام

شهنشاه اقلیم ایمان على است

ولىّ خداوند سبحان على است

وصىّ بلافصل ختم رُسل

مروّج به احکام قرآن على است

در طلیعه‏ ى سال‏گشت غدیر، عید بزرگ خدا، گِرد هم آمده‏ ایم تا به یاد این روز مبارک و فرخنده، جشنِ ولایت و انتصاب مولایمان حضرت مولى‏ الموحّدین امیرالمؤمنین علی علیه السلام را گرامى داریم و در این محفل نورانى و بى‏ ریا، به پیشگاه وارث زنده‏ ى غدیر، امام عصر أرواحنافداه، عرض ادب کنیم و تبریک گوییم. قدوم شما عزیزان را به دیده‏ ى منّت مى‏ نهیم و به شما خوش‏ آمد مى ‏گوییم.

اجازه دهید سخن از غدیر را از گذشته‏ اى دورتر آغاز کنیم تا اهمّیّت و عظمت غدیر را بیش‏تر بشناسیم. غدیر مشعلى همیشه ‏فروزان است که به اراده‏ ى الاهى و به دست آخرینِ پیامبر خدا برافروخته شد تا بشریّت همه‏ روزه از نورش بهره گیرد و ره‏ توشه‏ اى از آن براى سعادت و خوش‏بختى جاودانه‏ ى خویش بردارد.

غدیر پیامى الاهى و کتابى همیشه‏ گشوده است تا ما پیوسته در آن نظر کنیم و راه و روش زندگى از آن بیاموزیم و به نشانه‏ ى ایمان و وفادارى، مسؤولیّت ابلاغ آن را به دیگران در این عصر و در زمان‏هاى آینده بر عهده گیریم. بیایید با غدیر بیش‏تر آشنا شویم و صاحب آن را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم.

سخن از امیر غدیر است و خانه‏ زاد کعبه؛ همو که به هنگامه‏ ى میلاد، با شکافته ‏شدن رکن مستجار، سه روز میهمان خدا شد و فرشتگان خدمت‏گزاران آن ضیافت الاهى بودند. با شکافته ‏شدن دوباره‏ ى کعبه، آن نادره‏ ى دوران به همراه فاطمه بنت ‏اسد، چشم در چشم رسول خدا، حضرت محمّد مصطفى صلى الله علیه وآله وسلم گشود و این‏چنین نجوا کرد:

بِسم ‏اللَّه الرَّحمان الرَّحیم قَدْ أفْلَحَ الْمُؤْمِنونَ…

و حبیب خدا مولود نازنین را در آغوش گرفت و پاسخ داد:

قَدْ أفْلَحوا بِکَ یا عَلیُّ

آرى، على جان! به یقین مؤمنان به تو رستگار و سعادتمند شدند.

چنین شد تا نورى دیگر از تبار ابراهیم در آغوش امین مکّه جاى گرفت. قضا را چند سالى بیش‏تر از دوران کودکى وى سپرى نشده بود که او را به امین مکّه سپردند. بدین ‏سان، هم‏دَم و هم ‏سخن و هم‏نفس او شد و در دامان او پرورش یافت. با تربیت او قد برافراشت و همراه او به حرا رفت و به عبادت و بندگى خداى مهربان پرداخت.

از عام الفیل چهل سال گذشته بود. بیست و هفتم ماه رجب، خدا بر بندگانش منّت نهاد و امین مکّه را به پیامبرى مبعوث فرمود و فصل تبلیغ دین خدا آغاز شد.

زاده ‏ى ابوطالب علیه السلام در دوران نوجوانى، نخستین ایمان‏ آورنده به خدا و پیامبر و اوّلین مسلمان گردید و همراه و هم‏ پاى او گام برداشت.

در نخستین دعوت آشکارپیامبرصلى الله علیه وآله وسلم، تنها اجابت ‏کننده‏ ى رسول خدا او بود که برخاست و لب به سخن گشود و رسالت پیامبر خاتم را لبّیک گفت و در همان مجلس از سوى مقام رسالت به وصایت و جانشینى منصوب شد.

در یکى از سخت ‏ترین دوران اسلام شبى که سران قبایل کفر با نقشه‏ ى شیطانى، شمشیرها به روى دعوتگر دل‏سوز خویش آخته بودند در پاسخ به درخواست خفتن در جایگاه پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم تنها یک سؤال از رسول خدا کرد: :«آیا شما به سلامت مى مانید؟» و از سلامت ‏ماندن خود نپرسید و چون پاسخ شنید: «آرى»، گویى آسوده شد و در بستر رسول آرام گرفت. بى آن‏که زره بپوشد و شمشیرى به‏ دست گیرد و هر دَم در انتظار تکّه ‏تکّه‏ شدن پیکر، در بستر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم خوابید تا حبیب زنده بماند، تا بشریّت از این رحمت بزرگ الاهى در مسیر سعادت و خوش‏بختى برخوردار گردد، تا ظلم و جور از این جهان رخت بربندد. آرى، او همه چیز خود را در راه دین خدا فدا کرد و خشنودى خالق را به دست آورد؛ آن‏هم در زمانى ‏که هنوز حکمى براى جهاد و فداکارى نیامده بود و از این‏رو سرمشق فداکاران شد.

سیزده سال از بعثت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم گذشته بود که به مدینه النّبى (یثرب آن‏روز) هجرت فرمود و در پیکارهاى بدر و اُحد و خندق و خیبر و بسیارى دیگر از جنگ‏ها در کنار نبىّ اکرم صلى الله علیه وآله وسلم شرکت جست و از فداکارى براى حفظ جان آن فرستاده ‏ى رحمت دریغ نورزید.

روزى نیز بر بلنداى شانه ‏هاى پیامبر، فراز آمد و بت‏ها را در فتح مکّه فروشکست و خانه ‏ى توحید را تطهیر کرد.

کارنامه‏ ى 63 سال زندگانى او که با پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و قرآن و اسلام شکل گرفته بود مملو از تلاش و فداکارى در تمامى آن لحظه هاست. در سراسر این دوران، ارزش‏هاى والاى وجودى و دریاى موّاج فضایل بى‏ انتهاى آن سَرور راستان صحنه هایى آفرید که او را به اوج منزلت‏ها بُرد و به این افتخارات نایل گردید:

– هم‏گام و همراه پیامبر

– امیر اهل ایمان و برترین انسان پس از رسول خدا

– برادر و جانشین و دروازه‏ ى علم پیامبر

– پیشواى هدایتگر، حق‏ گرا و باطل‏ ستیز

– دعوت ‏کننده به قرآن و مفسّر شایسته‏ ى آن

– پرچم هدایت و سفینه‏ ى نجات

– آری علی(ع) با حقّ است و حق با اوست.

– علی(ع) با قرآن است و قرآن با اوست.

– دوست او دوست خدا و پیامبر و دشمن او دشمن خدا و پیامبر است.

– علی صراط مستقیم الاهى و معیار ایمان و نفاق است.

– نخستین نفر از عترت پیامبر است که امانت گران‏ سنگ و عامل هدایت و جلوگیر از ضلالت پس از رسول خداست.

– از پلیدى‏ها و لغزش‏ها به ‏دور و از اصحاب کِساء است.

آرى،… او فضایل بى‏شمارى را به خود اختصاص داده که در این مجموعه یارای پرداختن به آنها نیست اما در اهمّیّت و عظمت غدیر همین بس که وجود چنین شخصیّتى، محور غدیر است.

غدیر اگردر اجتماع بى‏ همانند آن روز از سراسر سرزمین های اسلامى و از قبایل مختلف تشکیل مى ‏شود و راویان فراوانش نقل آن را به تواتر مى‏ رسانند،

غدیر داراى محتوایى است که ریشه در قرآن دارد و براساس فرمان و اراده ‏ى الاهى و به ‏طور رسمى به‏ صورت وحى، از آسمان بر پیامبر فروفرستاده مى‏ شود و جدّیّت خطاب و ابلاغ به حدّى است که با صورت ‏نگرفتنِ آن، زحمات 23 ساله‏ ى برترین شخص عالَم به سرانجام نمى‏رسد و به مصداق« فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه» تمامى آن تلاش‏ها زیر سؤال مى ‏رود،

غدیر پیام ‏رساننده‏ اى چون آخرین پیام ‏آور الاهى دارد که جز وحى نمى ‏گوید و قول و فعلش حجّت است،

غدیر یادآور شایستگى‏ ها و فضایل امیر ابرار و اعلام رسمى و آشکار و فراگیر رهبرى و ولایت و امامت امیرالمؤمنین و فرزندانش تا آخرین روز دنیاست،

غدیرمایه ی تکمیل دین و اتمام نعمت و رضایت خداست.

غدیر برترین عید نزد پیامبر و پیشوایان راستین اسلام است.

آری غدیر با تمام غرض ‏ورزى ‏ها و تحریف‏ها و دشمنى‏ ها و به دلیل روشنى و وضوح و دلالت و تواتر و اسنادش، سند همیشه ‏زنده ‏ى تاریخ و حماسه ‏اى جاودانه است که اینک بعد از چهارده قرن به دست ما رسیده که حتّى عالمان مکتب خلافت را نیز به نقل و روایت واداشته است. آری، غدیر بنا به تمام این دلایل که گفتیم اهمّیّتش را به هر انسان طالب سعادت مى‏رساند و مى‏ فهماند؛ امّا بالاترین عظمت و اهمّیّت غدیر مدیون شخصیّت والاى امیر اهل ایمان حضرت مولى‏ الموحّدین امام علىّ‏ بن ابى‏طالب علیه السلام است که به گوشه ‏اى از صفات و ویژگى‏ هایش اشاره کردیم.

زمان غدیر، مکان غدیر، اصحاب غدیر، بیعت غدیر، الاهى‏ بودن غدیر… همه و همه این رخ‏داد بزرگ را در جایگاهى مهمّ و حسّاس از تاریخ قرار مى ‏دهد و على علیه السلام، که سبب ماندگارى و جاودانگى غدیر است را در یکی عظیم ترین و حساس ترین فرازهای تاریخ.

اگر على علیه السلام در میانه‏ ى صحنه ‏ى غدیر نبود، پیامبر دست چه کسى را بالا مى‏ برد که مورد تأیید خدا باشد و راهش را به‏ گونه‏ اى ادامه دهد تا زحمات 23 ساله‏ ى ایشان هَدَر نرود؟!

اگر على علیه السلام در کنار آن برکه حاضر نمى‏ بود، دست مردم در دست چه کسى گذارده مى‏شد تا آنان را به اوج سعادت و عظمت و ایمان و به سراى بهشت رهنمون گردد؟!

مگر نه تنها اوست که مى‏تواند در جانشینى پیامبر خداوند، پاسدار دین و شرف و برترى و افتخار و نگهبان همه‏ چیز باشد؟ کدام انسان دیگرى پس از پیامبر، فضایلى چون على دارد؟

آرى، همه‏ چیز «غدیر» که نه، همه ‏چیز «اسلام» پس از پیامبر، به على علیه السلام برمى‏گردد و در یک کلام، او روح اسلام است.

اینک که اهمّیّت غدیر را شناختیم و راز عظمت غدیر برایمان آشکار شد، همراهمان باشید تا در بخشى دیگر سفری به آن و نظاره‏ گر منبرى باشیم که دست رسول خدا دست یداللَّهى علىّ مرتضى را بر فراز آورده و آخرین پیام الاهى را مى ‏رساند؛ پیامى که اگر به گوش جان کسى برسد و محتواى آن را نپذیرد، این عمل او برابر با خروج از وادى ایمان و بندگى خداست.

کتاب‏هایى که به نمایش گذارده شده است، هر کدام به نحوى شما را با موضوعات عرضه ‏شده بیش‏تر آشنا مى‏ کند.

درآخرین بخش مى‏ توانید آثار موجود را براى مطالعه تهیّه کنید و پاسخ پرسش‏هاى خویش را دریافت دارید.

از خداى مهربان مسألت داریم ما را از متمسّکین به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزندان پاکش قرار دهد و توفیق پیروى و تبعیّت از آخرین بازمانده‏ى عترت، حضرت مهدى عجَّل ‏اللَّه‏ تعالى‏ فرجه را به ما عنایت فرماید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *