طواف چشم

طواف چشم

 

مثل سکتت الضایع و نسکته / چون گمشده‌ای که سکوتش ناله است

ادور اعلیک واصرخ ونسکته؟ / در جستجوی توام و می‌پرسم از کدام جاده می‌آید؟

الدمع یعمی اعیونی و نسه اکته / اشک‌ها تماشایم را سد می‌کنند و یادم می‌رود که پاکشان کنم

عمت عین اللی ما تقراک الیه / کورباد ! دیده‌ای که نتواند تو را برای من بخواند

الیه یا صبی العین وقراک / ای روشنای دیده من نوری بر من ساطع کن

توج ظلمت صفنتی ابجدم و قراک / که تاریکی خلوتم را با گام‌های با وقار خود برخواهی افروخت

احسّک آیه‌ التطهیر و قراک / تو را چون آیه‌ی «تطهیر» حس می‌کنم و میخوانم

ونظف روحی من رجس البریه / و روحم را از زشتی دنیا پاک می‌کنم

و نظف بیت بیتی و القصیده / و با تو بیت بیت قصیده‌ام را پاک می‌کنم

و اصید احله صفاتک و القه صیده / زیباترین صفات تو رادر شعرم صید می‌کنم و خود نیز صید تو می‌شوم

درب‌السعد انته و القصیده / تو راه سعادتی و عابران آن

الانس و الثری و الجن و الثریه / تمام جن و انس و خاک و آسمان است

کلنه‌ انطوف عینک یا عصرنه / همه‌ی ما طواف چشم تو را می‌کنیم ای امام عصر(عج)

اببطن رحه العالم یوعه صرنه / ما چرخ آسیاب هستی را می‌چرخانیم

مثل رمّانه خصمک یوعصرنه / چنانچه دشمنان تو ما را چون اناری بفشارند

و شرب دمنه و خفگنه اعله الوطیه / خونمان را بریزند و بر زمین‌مان بیفکنند

نردلک حبه حبه انصوغ شعبان / دوباره دانه‌دانه برمی‌گردیم و مردم تو می‌شویم

وعله وحشتنه ثغرک دوم شعبان / چرا که بر وحشت تاریکمان لبخند تو همیشه ساطع است

یعادل کل فرحته نصف شعبان / نیمه‌ی شعبان تمامی شادی ماست

مته ننظر جمالک سطح ضیه؟ / بگو در کدام روز می‌بینیم که زیبایی تو نورش را نمایان کرده است؟
مرتضی حیدری آل کثیر / عربی
در حاشیه:
مرتضی حیدری آل‌کثیر ؛ اهل شوش بود و عرب .این شعر در قالب «ابوذیه» است. عربی شعرش محلی است

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *