صبح گاه مهدوی

صبح گاه مهدوی

 

سلام پدر مهربانم، صبحتان به خیر

امروز آغازین روز ولایت شماست، هزار و اندی سال است که آفتاب ی محبتتان بر این کره ی خاکی، دل های مردمان را گرم می کند.

می دانم، در زیارت جامعه ی کبیره خوانده ام که به وجود با برکت شما و پدرانتان است که زمین می چرخد، خورشید نورش را ارزانی می دارد و من نفس می کشم، به حضور شماست که درختان میوه می دهند و برکت در زمین ها می چرخد.

پدر مهربانم

می دانم که به من بچه شیعه لطف بی اندازه ای دارید، می دانم که حواستان بیشتر از همه ی دنیا به من است، اصلا رسم شما خاندان محبت است، اگر من صلواتی نذرتان می کنم، شما دنیا دنیا برکت به من ارزانی می دارید.

من شما را پدر مهربان خود می دانم و هزاران بار بیشتر از پدری که مرا به وجود آورده دوستتان دارم.

دلم می خواهد مایه ی افتخار شما باشم، دوست دارم فرشتگان آسمان مرا با انگشت نشان دهند و بگویند: این همانیست که همیشه لبخند به لبان پسر پیغمبر خدا می آورد.

می خواهم درسم را بخوانم و به بالاترین حد تخصص برسم، چرا که می دانم شما به نیروی متخصص بیشتر احتیاج دارید.

می خواهم اخلاق و ایمانم را چنان زیبا کنم که همه بگویند: عجب بچه شیعه ای، پیروی واقعی رسول خدا همین است.

صاحب الزمانم

شما آخرین باقی مانده ی خدا در زمین هستید، تنها امید مردمان برای نجات از سیاهی ها، شما موعود تمام ادیانید، مسلمان و مسیحی و یهودی و بودایی، همه چشم امیدشان به شماست، حتی زمین و آسمان هم برای رسیدن روزگار طلایی ظهور لحظه شماری می کند.

همان حیات حقیقی که خدا وعده داده، در روزگار شماست که تحقق می یابد و من برای رسیدن به آن روز نه تنها منتظر می مانم، بلکه تلاش هم می کنم، آنقدر خوب خواهم بود، آنقدر به اطرافیانم کمک می کنم، آنقدر ایمان و تعهد و تخصصم را بالا می برم که دلیل ظهورتان باشم.

می دانم دستم را گرفته اید، کمکم کنید تا رها نشوم.

دوستتان دارم

زینب عشقی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *