سپیده

سپیده

 

«صلی الله علیک یا صاحب الزمان»
سپیده زد آفتاب، جوانه زد امید
رنگ بر باخته، دیو سیاه است
مژده رسید یاران، صبح سپید در راه است.
امید موعود نزدیک است
پاک کنید گرد و غبار، زنگار و سیاهی از دل و جان
گوش فرا دهید
شاید همین لحظات؛ همین دقایق پیش رو
بانگ أنا المهدی بپاخیزد.
از پی آن به گوش می‌رسد
بقیه‌ا… خیر لکم إن کنتم مؤمنین
و آن هنگام است
که قامت دلربا و طنین زیبای صدایش
گوش هوش از همگان ربوده
آخر، امید روزگاران از ره رسیده
گل زیبای احمد؛ وارث خون حسینی
ز تنهایی و بی‌یاری
زغربت، بی‌حبیبی¬ها رها گشته
این است نغمه انتظار ما از صبح جمعه
ولیکن در غروبش جان بگیرد
از آن دلتنگی وغوغای حسرت
که ای وای و فغان از درد هجران
به پایان آمدیم؛ آدینه‌ای باز
غروبی خسته و افسرده و غمگین و نالان
ز هجران امام عصر و دوران
امید روزگاران؛
أبا صالح؛ حجت تنهای دوران
ولی چشم دلم همواره با اوست
که با دیدار رویش جان بگیرم.
عزیز فاطمه را من ببینم.

دلنوشته درباره ی امام زمان، متن ادبی درباره ی امام زمان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *