سلام بر تو علی جان …

سلام بر تو علی جان ...

 

………..سلام بر تو علی جان

غزل غزل دوباره از تو می گویم

…………….نفس نفس حریم وصل تو را می جویم

من از تبار گناهم و سر به پا تقصیر

……………هوای کوی تو دارم چنین کنم تعبیر

کسی که داغ یتیمان کوفه را می خورد

…………. و شبانه به دوش خویش کیسه نان می برد

کسی که چاه بود همدم نفسهایش

………….و استخوان به گلو خار بین چشمانش

اگر چه غرق گناهم ولیک اوست رحیم

…………..به ما نگاه کن ای جان چه خوب یا که بدیم

تو ای ستون جهان ای حقیقت هستی

………….تو از سلاله نوری مرا پدر هستی

نگین سبز نجف پادشاه مظلومان

………..سلام بر تو علی جان هم از دل و هم جان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *