دل نوشته

دل نوشته

 

وقتی فرزندت گرفتاره و تو کاری از دستت بر نمیاد براش دعا میکنی …
وقتی پدرت گره ای داره بخاطر گره گشاییش و رفع هم و غمش براش دعا میکنی ….
وقتی معلمت ، ناراحتی ای داره و غصه داره و تو نتونی باری از شونه هاش برداری ، براش دعا میکنی …
وقتی خواهرت ، برادرت ، رفیقت ، مشکلی دارن و دردمندن باز هم براش دعا میکنی …
چرا ؟ چرا دعا میکنی ؟
.
.
.
چون شنیدیم ” ادعونی استجب لکم ” ،” الدعاء سلاح المومن “.

یا صاحب الزمان !
شما برامون حکم پدر و مادر رو داری ، شما برامون حکم برادر و رفیق ، معلم و استاد ، امام و حاکم ، مربی و هادی رو داری و
1100 و اندی سال گرفتار بند غیبتی !
1100 و اندی غم غریبی و ناشناخته بودن بر چهره داری !
ده قرن غصه ی مظلومیت شیعیان به دل داری !
سالهاس که ابرهای تیره ی غیبت بر رخسار خورشیدیت کشیده شده و من …
من ! تنها کاری که خوب میتونم برات انجام بدم ” دعا” ست . اما در همین دعا کردن هم محتاج ” دعای پدرانه ی تو ” هستم .
پدر مهربونم !
دعام کن تا توفیق دعای بر فرجت دعای همیشگی و خواسته ی قلب و جونم باشه ! دعام کن تا فقط جمعه ها هوای نیومدن و غیبتت به سرم نیفته و فقط جمعه هام بلکه تمام ثانیه هام سرگردون و بی تاب نبودنت باشه .
دعام کن تا ” اللهم عجّل لولیک الفرج ” هام ، فرج و گشایش باشه برای خودم تا شاهد غم و غصه ی منتها آمالم نباشم .
امید ارغوان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *