درود بر تو اى زینب…

یا زینب

 

درود بر تو ای بانوی گرامی بزرگوار و با نجابت و شریف

درود بر تو باد و بر لحظه اى که پیشانی بر کجاوه محمل کوبیدى
آنگاه که دیدى، سر مطّهر سید الشهدا را

درود بر تو باد ای آزمایش شده در بردباری مصیبت ها

درود بر تو باد ای بانوی به اسارت رفته در شهرها و سرزمین ها

اى که از ویرانه هاى شام چنین ندا دادى بر جدت رسول خدا که

“این است حسین در بیابان که از تنش ربوده اند عمامه و عبا را
ببین که پاره پاره است اعضاى او
و اسیرند دختران تو
و به سوی خداست شکایت و فریاد ما
ای محمّد این است حسین که می ریزد بر او خاک های بیابان و می وزد بر او باد صبا”

درود بر کسى که گریست بر بدن برادرش
آنچنان که از گریه او هر دشمن و دوستى به گریه درآمد

سلام بر کسى که چشمش به خواب نرفت در نگهبانى از خاندان رسول خدا در سرزمین نینوا

آنگاه که زبان گشودى در میدان شهر، صدایى از کس برنیامد
و آنگاه که پسرِ زیاد تو را گفت:
“چگونه دیدى کار خدا را نسبت به برادرت حسین؟”

فرمودى: “ندیدم جز زیبایى…”

سلام بر دل غمگین تو آن زمان که به اسارت در بیابان مى رفتى و مردم را مى دیدى در حالى که با خوشحالى و سرور، پرچم ها برافراشته بودند

درود بر تو آن زمان که در مجلس یزید وارد شدى و با شجاعتى چون حیدر کرّار و زبانى چون ذوالفقار سخن راندى

درود بر تو اى زینب…

حضور اهل بیت در مجلس یزید لعنت الله علیه

اقتباسى از زیارت حضرت زینب سلام الله علیها

شمیم

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *