حکایت غدیر

حکایت غدیر

 

غدیر آیینه ی زیبای رحمت

غدیر اِکمال دین؛ اتمام نعمت

جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خُم ولایت می به مینا در غدیر

رودها با یکدیگر پیوست کم کم سیل شد

موج می زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

پس از دستور الهی پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- منادیان را در مدینه و اطراف آن فرستادند، تا تصمیم حضرت برای این سفر را به اطلاع همه برسانند و اعلان کنند که هر کس بخواهد می تواند همراه حضرت باشد. آری چه لحظاتی بود همه سراسیمه دوست داشتند دراین سفر الهی همراه پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- شوند. مردم سراپا شور و نشاط بودند همگی در آرزوی این سفر بودند. خدایا: چه اتفاقی دارد می افتد؟ ما به کجا خواهیم رفت؟ چه سرنوشتی در انتظارمان هست؟

به دنبال پیامبر و همراه شدن با پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- این آرزوی بزرگ ما بود که با او باشیم با بهترین انسان روی زمین. می خواهد سرنوشت دین را به دست کسی بسپارد که برادر اوست، خاص و وصیّ و جانشین اوست. چه جای گزینی چه می بینم؟ تمام نور است نور. همراه این کاروان بودن سرشار از عشق، محبّت، ایمان، اخلاص است. همراهان پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- همگی لبیک گویان از مدینه خارج می شوند خدایا: چه احساسی دارند؟ باخدای خود نجوا می کنند و به دستور دینشان عمل می کنند. این حج، زیباترین حجی بود که هرگز در عالم رخ نداده بود. این انسان ها به کجا می روند؟ به جایی که با معبود خویش راز و نیاز می کنند، در نیاز خود فقط او را می خوانند. بله این حجه الوداع بود، آخرین حج پیامبر که نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می رفت. سال دهم هجری که حجه الوداع بود، همه در لباس احرام لباسی که بوی دنیایی نداشت، رنگ خدایی داشت. این همراهان لباسی به تن داشتند که حُب دنیا از آن گرفته شده بود چه لباس زیبایی! نمی خواهم حاشیه بروم قلم من زودتر از این ها می خواهد از غدیر بگوید ولی نمی تواند واژگان را بدست آورد نمی تواند حقایق را نگوید او به دنبال کسی است که جانشین پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- است.

مقارن ظهر انتظار مردم به پایان رسیده بود، همه از خیمه ها بیرون آمدند و بعد از برپا کردن نماز جماعت منتظر بودند، قلب هایشان توی سینه به تپش افتاده بود و همه منتظر خطابه پیامبر بودند. نفس ها توی سینه ها حبس شده بود، همه در سکوت مطلق بودند. که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- بر فراز منبر ایستادند اجتماع 120000 نفری در آن زمان در گرمای طاقت فرسا کار سختی بود؛ سخنرانی تاریخی پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- درغدیر خم یک ساعت طول کشید و ایشان فرمودند! فرمان الهی را ابلاغ می کنم« مَن کُنتُ مولا فَهذا علیٌ مولاه اَللّهمّ وال مَن والاه وعاد مَن عاداه وانصُر مَن نَصره وخذُل مَن خَذَله» فرمودند: هر کس من مولا و صاحب اختیار اویم این علی مولا و صاحب اختیار اوست. خدایا دوست بدار هرکس که علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس که او را دشمن بدارد و یاری کن هر کس که او را یاری می کند.

این حکم الهی و جهانی بود که پیامبر فرمودند. بله امیرالمؤمنین- علیه السلام- جانشین پیامبر شدند تبریک تهنیت بر او باد. بدین وسیله همه مردم این سخن را تکرار کردند و بیعت عمومی گرفته شد و پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- به علی- علیه السلام- تبریک گفتند. پیامبر در این مراسم عمامه خود را که سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین- علیه السلام- بستند. این تکلیف دین و آیین ما به دست علی- علیه السلام- سپرده شد و پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- در روز غدیر برای احدی عذری و برای کسی سخن باقی نگذاشت. و اینجاست که عمق کلام خداوند تبارک و تعالی را میتوان دریافت که می فرمایند:

«لو اجتمع النّاسُ کلهم علی ولایه علی ما خَلَقتُ النّار»

«اگر همه مردم بر ولایت علی- علیه السلام- متفق بودند آتش جهنم را خلق نمی کردم»

ولی آمد در مبارک باد مولا در غدیر

با وجود فیض اتممت علیکم نعمتی

از نزول وحی غوغا بود، غوغا در غدیر

برسر دست هر کس علی را دید گفت

آفتاب و ماه زیبا بود، زیبا در غدیر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *