تا ابد شکیبا

تا ابد شکیبا

 

سالهاست که خستگی فراق شانه هایش را می آزارد، روزهای بدون او برایش سالهایی سخت و ملال انگیز است. از بودنش آموخته بود که صبور باشد وسربلند و او براستی به صبر وسربلندی سر آمدبود !سالهابود که یاد گرفته ویادمی داد که عشق، از خود گذشتن و به محبوب رسیدن است ؛
امّا دیگر توان او چونان سو سوی روشن شمعی، رو به خاموشی بود و جان خسته اش را به آرامشی ابدی امیدوار می کرد؛ غمها وفراق ها برایش چونان زخمهای مزمنی شده بود که دیگر امید التیام نداشت ؛ او در این دوستی صادقانه سوختن و ساختن را انتخاب کرده بود و حال دیگر ماندن و انتظار پریدن و رهایی، خوب می دانست که بار امانتی که به دوش دارد چند منزل دیگر به مقصد خواهد رسید امّا آیا زانوان خسته او تاب گذشتن و رسیدن را دارد.
نه، تنها از رکاب اسب؛ دلیری مردان و محافظت پسران دیگری چیزی جز خاطره تلخ جدایی نمانده بود؛ بلکه دیگر کسی نبود که حتی زیر شانه های خسته او را بگیرد و برایش سنگ صبوری باشد که با گفتن دردهای بی پایانش قدری آرام شود؛ چه می گویم؟ سنگ صبور؟ او آه که می کشید گویا هستی بر او و برای او می گریستند! و ستونهای زمین از مظلومیت و تنها ئیش بر خود می لرزیدند؛ زمین زیر پاهایش شرمنده او و آسمان بالای سرش مشتاق آمدن او؛ چون نگاه به آسمان می کرد، تمام ستارگان در دیدگانش نمودار می شدند! و چون سر به زمین پائین می آورد، ستاره¬ها از چشمانش فرو می ریخت؛ چنان خمیده و ملول شده بود که گویی از ابتدا این گونه به دنیا آمده است. می دانست که امشب شب آخری است که میهمان این میزبان نامهربان است. دنیایی که تا همیشه خودش و هر آنچه در اوست، شرمسار استقامت بی انتهای زینب باقی خواهد ماند. او جایی خواهد رفت که دلگیری حتی برای لحظه ای بین او و عزیزتر از جانش نباشد، تولدی دوباره که اینبار به جای چشمان پر از اشک عزیزانش که در بدو ورودش به دنیا، استقبالش کرد، نگاه پر از تأیید و تشویق از سربلندی در امتحانی بی نظیر او را بدرقه می کند. و مشتاق اوست جنتی بی فراق، شهدهای شیرین دیدار که تا همیشه کام او را حلاوت می بخشد. همیشه با حسین بودن، شاید این پاداش صبر اوست.
می رود ام المصائب آنچنان رنجور وخسته
می شود آرام جانش امّا دلشکسته پر شکسته
می رود آرام وخسته از برای التیام دردهایش
می شود سوسو چراغ عمر او
شاید ببیند، شه چراغ لحظه هایش
آشنا بود آشنا، با غم ناشکیبی
آشنا تر از آن بود با غم نارفیقی
معنی هر چه درد است هر چه هجران هرچه ناله
این همان رمز زیبایی؛ یاد یاری جاودانه
زینبی، زینت باب دنیا
یا که صبری بسیار، عاشقانه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *