به یُمن آمدنت

به یُمن آمدنت

 

«صلی الله و علیک یا صاحب الزمان»

 

آمدنت تمام غنچه‌های ناشکفته عالم را شکوفا می‌کند، گل نرگس بیا که نرگس‌های عالم مست عطر آمدنت هستند. بیا که…

بیا که اگر نیایی یاس‌ها را رمقی برای قد علم کردن به دیوارهای کاه‌گلی کوچه‌های انتظار نیست.

بیا که اگر نیایی حرف‌هایی که روزی تسلای دل هجران زده‌مان بود، حتی برای قصه شب‌های کودکانمان هم رنگی ندارد.

می‌گویند فکر کردن و عقیده داشتن به هر چیز در تحقق آن واقعه مؤثر است، پس چرا نیایی، تو به یقین می‌آیی، آمدن تو میعاد است. و خدا «لا یُخلِفُ المیعاد»، تو می‌آیی هر چند سال‌ها روح و جان ما را گذر زمان فرسوده باشد. بیا که چون چنین شود، خاک‌هایی که در آن منتظرانت آرمیده­اند، دوباره احیا می‌شود. [زمین را زنده می‌کند بعد از آنکه مرده باشد.]

بیا که تلفیق نگاه‌های منکران آمدنت و تلخی هجرانت، رمق از جان منتظران ربوده و صبرشان چون شمعی در سوختن پی‌در‌پی در معرض فدا شدن است.

بیا که آمدنت زیباست چه باشم و چه نباشم، شکوه سایه ابدی پدرانه‌ات همیشگی می‌شود و خستگی جان مشتاقانت به یکباره فرو می‌نشیند.

بیا که آمدنت بهانه زیستنمان شده و دلیل انتظار و انتظارمان.

هیهات ناامید شدن از لطف بی‌کرانه پدرانه‌ات که واگذاریمان و حاشا که دستمان نگیری. تو کریم از اولاد کرامی.

بیا که آمدنت شکوفایی معنای واقعی عشق و ایمان است.

دوستت دارم و منتظرت می‌مانم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *