اهمیت فاطمیه و محرم برای شیعه

1

 

«بسم الله الرحمن الرحیم» کد: 1001

«صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا»

مجموعه نمایشگاهی « قطره ای از دریای معرفت فاطمی »

مطلب اول: اهمیت فاطمیه و محرم برای شیعه (محورهای فاطمیه 1427)

مدتهاست که دشمن تشیع تصمیم گرفته که، آن چیزی را که به شیعه هویت شیعی و هویت تشیع بخشیده، شناسایی کند و آن بنیانها را تخریب کند. می شود گفت که در شناسایی شان موفق بودند. چون آن چیزی که یک بچه شیعه را بچه شیعه بار می آورد و به او هویت شیعی می بخشد، عرق شیعی می بخشد، مناسبتهایی است که درآن مناسبتها بر مظلومیت اهل بیت علیهم السلام هم سخنرانی می شود و هم گریه می شود وهم عزاداری می­شود.

ما به آنچه در عالم ملکوت اتفاق می افتد، کاری نداریم یعنی اینکه خدای متعال برای یک قطره اشک که بر سیدالشهداء یا حضرت زهرا یا سایر ائمه علیهم السلام ریخته می شود این خواص را مترتب کرده است. مثلاً همه گناهان را می بخشد. خوب به هر حال خدای متعال می توانسته مثلاً به یک دعا کردن این خاصیت را مترتب بکند. می توانسته به یک کف دست بر هم زدن این خاصیت را مترتب بکند، اگر قرار باشد که خدای ما کار بی حکمت نکند و قطعاً هم حکمتی داشته است، اشک بر اهل بیت علیهم السلام و علی الخصوص وجود مقدس سیدالشهداء این خاصیت را پیدا کرده است. خوب این کجا اتفاق می افتد؟ در مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام اتفاق می افتد. در مجالس عزاداری حضرت زهرا اتفاق می افتد. ما به این قسمت ملکوتی کاری نداریم.

اما از جنبه ملکیش در عالم ملک و در عالم دنیا، اتفاقی که افتاده این است که دشمن رَصَد کرده، سالها نشسته بررسی کرده، مطالعه کرده، دیده آنی که به شیعه هویت شیعی می بخشد همین مجالس است. همین بزرگداشتها است. شیعه وقتی که در مجالس حضرت ابوالفضل علیه السلام می نشیند برای جوانش و نوجوانش که تازه می خواهد شخصیتش شکل بگیرد حضرت ابوالفضل یک الگو می شود. بعد وقتی می خواهد از حضرت ابوالفضل الگو بگیرد دیگر نگاه به ناموس مردم نمی کند. وقتی از حضرت ابوالفضل می خواهد الگو بگیرد دیگر دروغ نمی گوید، ناجوانمردی نمی کند. نسبت به زیر دست خودش ظلم نمی کند. اگر یک جایی زورش رسید از زورش سو استفاده نمی کند. اما اگر الگویش یک ورزشکار شد، مثلا دیوید بکام شد. شما بهتر می دانید، نحوه لباس پوشیدن و فیگور و … دیوید بکام الگویش می شود.بگذارید به این مناسبت برایتان از فوتبالیست با غیرت شیعی خودمان علی دایی بگویم. سالهای اولی که آلمان رفته بود هر بازی مهمی هم که داشت دهه ی محرم را به کشور خودش بر می گشت. امیدوارم الان هم همینطور باشد. آنها دنبال این می گردند که علی دایی که برای هر بازیش چندین هزار دلار می گیرد که معادل چندین میلیون تومان است، چطور شده که دهه محرم هر کاری هم که می کنیم مثلاً می گویند که اخراجت می کنیم می گوید اخراجم می خواهید بکنید بکنید من محرم بر می گردم به کشور خودمان. حالا بر می گردد، گریه کند عزاداری کند تو سر وکله خودش بزند. آنها این را نمی توانند بفهمند. می گویند چی او را برداشته و این هویت را به او داده که از همه ی مظاهر دنیا می گذرد می رود که آنجا را داشته باشد؟ این مجلس امام حسین است. مجلس عزاداری است. از آنجایی که فهمیدند که به هر حال آنی که هویت بخشیده این قضیه است، شروع کردند به تخریب این بنیانها.

در گام اول در بین اعیاد، غدیر را هدف گرفتند، و در بین وفایات فاطمیه را هدف گرفتند. بعد شما می بینید به طرز بسیار عجیبی که آدم شاخ در می آورد یک دفعه هم زمان از همه ی بلندگوها مثلاً در لبنان یک خدا خیر نداده­ای در انگلستان آن دسته از آدمها، توی کشور خودمان این روشنفکرزده­ها و وهابی­زده­ها، اینها همه هم زمان با همدیگر شروع می کنند می گویند که واقعه شهادت دروغ بوده. اصلاً چنین چیزی نبوده است.

من یادم می آید همین جا یک نفر آمد و گفت که دروغ است. مگر کسی می تواند در خانه ی حضرت علی را آتش بزند. علی علیه السلام با این شجاعتش مگر کسی می تواند در خانه اش را آتش بزند؟ این را آخوندها درست کردند که از مردم گریه بگیرند تا برای خودشان کاسبی شود. در حالی که برنامه های اینجا خود آن شخص را هم متأثر کرده بود. واقعاً روی گونه هایش اشک بود که می گفت. بعد آن بزرگواری که اینجا بود خدا خیرش بدهد، گفت آقا شما راجع به چه کسی صحبت می کنید؟ گفتش که علی ابن ابی طالب. ایشان گفت که علی ابن ابی طالب نداریم، علی ابن عبدالمطلب است. نه! آقا علی ابن ابی طالب است. گفت نه علی ابن عبدالمطلب یا علی ابن عبدالهاشم است.او گفت نه آقا علی ابن ابی طالب است. ایشان گفت نه آقا علی ابن عبدالمطلب است. خلاصه اصرار کرد گفت آقا شما از کجا میگوئید علی ابن ابی طالب به این محکمی که دارید می گوئید از کجا میگوئید؟ ایشان گفتند شما نگاه کنید به کتابهای تاریخی. هر جایی که ذکر از این هست که این شخص که نامش علی ابن ابی طالب است اسمش علی ابن عبدالمطلب نیست، وقتی کار به این نقطه رسید در پاسخ دوست ما گفت: همانجایی از تاریخ که نوشته شده یک چنین شخصی وجود داشته همانجا هم نوشته که در خانه اش را آتش زدند. آخرشما شجاعت این علی را از تاریخ ثابت می کنید؟ این که در خیبر را کنده، این که یک تنه در مقابل هزاران نفر دشمن ایستاده؟ مگر تو دیده ای ؟ میگوید نه، می گوید تو از کجا می گویی؟ می گوید از تاریخ. آن وقت بیست صفحه برو جلوتر همانجا نوشته در خانه ی علی را هم آتش زدند. ما نمی توانیم بگوئیم این قسمتش که به مذاق ما می خورد قبول است آن قسمتش نه. چون یک مقدار سخت است نه قبول نیست دروغ به این آشکاری؟ تهمت به این آشکاری؟ که این واقعه نبوده، شهادت نبوده.

بعد یواش یواش جلو آمدند چیزهای دیگری را هدف گرفتند. از آن چیزهایی که هدف گرفتند می خواهیم چهار پنج تا را محل مداقه قرار بدهیم. می خواهیم که انشاءا…روی آن بیشتر وقت بگذاریم، فکر کنیم و آنها را به عنوان پارامترهایی که در فاطمیه مطرح می شود به کار بگیریم.این بنیانها را دشمن در عزاداریها هدف گرفت چون نمی توانست یک راست سراغ محرم برود. چرا که محرم پررنگ تر از آن بود که دشمن بتواند به آن آسیب بزند. لذا اصرار ما در نگه داشتن محرم این است. دشمن همانجا ایستاده از هر خاکریزی که ما عقب نشستیم او یک گام جلوتر آمد، دو گام جلو آمد و ما اگر نسبت به محرم سست شویم فردا همین را هم بر می دارند و از بین می برند. با همه ی این وضعیتی که هست، این علامتکشی، و خانمهایی که به طرز بسیار نامناسبی که پشت دسته جات عزاداری می آیند، جوانهایی که الواتی می کنند، همین را هم باید نگه داشت. همین هم ولش کنید، نمی گویم خرابیها را اصلاح نکنیم خیر باید اصلاح کنیم، خیلی هم باید تلاش کنیم چون خدای ناکرده از یک حدی بگذرد، مثل کشی را که بیش از حد بکشید پاره می شود، از یک حدی که بگذرد ممکن است خدای متعال این در رحمت را هم به روی ما ببندد.

بنابراین ما در پاسداشت محرم، غدیر، فاطمیه به مردم می گوئیم هر جوری که شده یک بروز بیرونی داشته باشید. هیچ کاری نمی توانی برای سیدالشهداء بکنی. پیراهن مشکی که میتوانی بپوشی. پس پیراهن مشکی بپوش. هیچ کاری نمی توانی بکنی روز عاشورا می توانی تسلیت بگوئی. رویت نمی شود به مردم بگویی؟ رو به قبله به امام زمانت می توانی تسلیت بگویی؟ همین کار را بکن. هیچ کاری نمی توانی بکنی؟ توی خانه خانواده پنج نفره هستید پنج تا غذا درست می کنی هفت تا غذا درست کن یک پرس به همسایه سمت چپ و یک پرس به همسایه سمت راست بدهید بگوئید این خیرات برای شب هفتم شهادت امام حسین علیه السلام است. این چیزهایی که دارد یواش یواش کمرنگ می شود پررنگش کنید. هیچ کاری نمی توانید بکنید خرما بدهید هیچ کاری نمی توانید بکنید خودتان سیاه بپوشید. هیچ کاری نمی توانید بکنید صبح، به صبح در محرم بیدار که می شوید به امام زمانتان تسلیت بگوئید. به بچه هایتان تسلیت بگوئید. حالا شما به مردم توی کوچه رویتان نمی شود به بچه هایتان تسلیت بگوئید. بگذارید بچه ها یک روزی بیدار شوند و مادرشان به آنها بگوید: عید غدیر مبارک. یک روزی بیدار شوند ببینند، که مادرشان به حالت محزون و گریان به آنها می گوید که امروز پسر دختر پیغمبر را شهید کردند. اگر شما به بچه هایتان این را القا بکنید.و اگر ما این روحیه را به مردم القاء کردیم انشاءا… همان هویت شیعی که تا حالا هزار و سیصد چهارصد سال ما را نگه داشته انشاءا… بعد از این هم نگه می دارد. نگهداری و پاسداشت از این مجموعه اعمال که هویت ساز و هویت بخش است، یکی از کارهی مهم است که می خواهیم انجام دهیم.

در فاطمیه اتفاقی که افتاد این بود که بزرگان ما حرکت کردند. خدا حفظ کند مراجع را علی الخصوص آقای وحید را. ایشان زحمت کشیدند مردانه وارد میدان شدند. یک مرجع تقلید بزرگواری که مردم از آب وضوی ایشان برای شفای مریضهای خودشان تبرک می گیرند. یک مرجع عظیم الشأنی که برای خودشان بین بقیه مراجع وزنه ای هستند. حالا بین مردم عادی که هیچی، بین مراجع یک وزنه ای هستند. ایشان روز شهادت حضرت زهرا سلام ا… علیها از قبل اعلام کرده که باید دسته های عزاداری بیرون ببرید. ببینید من همان مطلب را دارم عرض می کنم یعنی دشمن این خاکریز را هدف گرفته با این قسمتش هم فعلاً نمی تواند مقابله کند. اینکه من توی خانه ام فاطمیه برگزار می کنم. خیر آقای وحید می گوید که بیرون بریزید. تظاهر بیرونی به خرج بدهید. بله در تظاهر بیرونی ممکن است پشت دسته ی عزاداری چهار تا کثافتکاری هم اتفاق بیفتد.

یک چیزی از روزنامه اطلاعات یادم آمد. سردبیر روزنامه اطلاعات گفت که رفتم خدمت آقای گلپایگانی رحمت خدا برایشان. پرسیدم که آقا ما آیات قرآن را که در روزنامه می نویسیم این روزنامه را گاهی وقتها می برند توی دست و پا نجس می شود، کثیف می شود. تکلیف شرعی ما چیست ؟ ایشان فرموده بودند مفسده ی ننوشتن بیشتر از مفسده ی نوشتنش است. اگر ننویسید آیات قرآن از چشمهای مردم و از ذهنهای مردم دور می شود. بنویسید چهار جا هم نجسی پاکی رعایت نمی شود و بی­احترامی ممکن است که بشود. ولی اگر ننویسید مفسده­اش بیشتر است. اگر دسته­جات عزاداری سیدالشهداء از توی خیابانها جمع بشود مفسده­اش بیشتر از این است که الآن چهار تا تخلف در دسته عزاداری باشد. خدا هدایتشان بکند. ما باید زور بزنیم دو برابر، ده برابر، باید زور بزنیم که تخلفی نباشد. ولی نبودن دستجات عزاداری مفسده­اش بیشتر از این است که باشد.

به همین ترتیب در فاطمیه این مرجع علی الخصوص ایشان دستور دادند که دسته جات عزاداری برای فاطمیه تشکیل بشود. مردم بیرون بیایند تظاهر بیرونی داشته باشند. بعد خود این بزرگوار پای برهنه بدون جوراب دنبال دسته عزاداری سینه می زدند و با دسته عزاداری حرکت می کنند وقتی یک مرجع تقلید این کار را می کرد، انگار تمام قم منفجر شد. سال دیگر یک دسته شد پنجاه تا دسته عزاداری. باز هم ایشان شرکت کرد. سال سوم و چهارم الآن الحمدلله بعد از پنچ شش سال که این اتفاق دارد می افتد. سال گذشته توی تهران متعدد درخیابانها دسته جات عزاداری بیرون آمد. یعنی در فاطمیه تا اینجای کار الحمدلله رب العالمین جلوی حمله دشمن گرفته شده. خدا رحمت کند رحمت و رضوان خدا به روح علامه ی امینی ایشان وقتی که الغدیر را تألیف می کردند فرموده بودند: دیگر از اینکه شیعه بخواهد دفاع کند گذشته است. شیعه دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. شیعه باید حمله کند. باید به حالت حمله به میدان رفت نه اینکه بایستیم دشمن هی شبهه کند و ما جواب بدهیم. دشمن حمله کند و ما پاسخ بدهیم. نوبت حمله ماست. چون دیگر چیزی نداریم که از دست بدهیم.

اهمیت عزاداری با معرفت

حالا در فاطمیه بعد از 5، 6 سال که الحمدلله رب العالمین این وضعیت اتفاق افتاده یک جای خالی احساس می شود که به طور جدی حضور شما بزرگواران را می طلبد و غیر از امثال شما ساخته نیست. آن این است که در فاطمیه وقتی که شما به نوحه­های عزاداری یا سخنرانی­ها برمی گردید، دو سه تا اتفاق را می بینید. آدم احساس تکلیف عمیق می کند.

یکی این که نوع شعرهایی که می بینید شعرهای عشق و عاشقی است انگار که یک آقایی که خانمش را که خیلی دوست داشته از دست داده است. که تو نگاهت چه جوری بود. آی اشک تو را من نمی توانستم ببینم. آی تو حالا رفتی من شب خانه ام خاموش می شود. بله همه ی اینها هست. هر مردی که همسرش را از دست میدهد بخصوص همسر جوانش را با بچه های کوچک از دست می دهد رقّت انگیز است. اما ما قصه ی لیلی و مجنون برای مردم نمی گوییم. ما قصه ی شیرین وفرهاد برای مردم نمی خوانیم. چون همین قصه تو شیرین و فرهاد بوده درخیلی از جاهای دیگر هم ممکن است بوده باشد. حضرت صدیقه طاهره سلام ا… علیها فدائی امیرالمؤمنینی امیرالمؤمنین شدند. فدای ولایت امیرالمؤمنین شدند. خودشان را سپر در راه ولایت امیرالمؤمنین قرار دادند ما این مفاهیم را باید یواش یواش توی ذهن گوینده ها، شعراء و مداحان القاء کنیم، هر چقدر که می توانیم. نباید عجله هم کنیم.

اگر یه جایی می بینیم که کلاممان نافذ نیست حرف نزنیم. اصلاًً اگر یک جایی دیدیم طرف حرف ما را می پذیرند، کلام ما برای ایشان شأنی دارد، ایشان هم ظرفیتش نیم کیلوست نیم کیلو به او بگوئیم. یکدفعه سعی نکنیم همه معارف اولین و آخرین را همانجا کپسول کنیم توی مغزشان بریزیم. بصیرت داشته باشیم. هنگامی که می خواهیم فعالیتی بکنیم ببینیم چقدر مجلس می کشد، همانقدر بگوئیم.

حالا در فاطمیه واقعیت این است که خالی از محتواست. الحمدلله بروز بیرونی پیدا کرده است. الحمدلله، مجالس عزاداری برپا می شود، اما متأسفانه خالی از محتواست. حالا ما از اینجا به بعد آن مطالبی را که می خواهیم عرض بکنیم خدمت عزیزان چه آن گروه هایی که می خواهند تحقیق بکنند، چه آنهایی که می خواهند پرسش پاسخ بنویسند یا نمایش نامه بنویسند یا هر چیزی.

ما با اقامه عزا با پاسداشت و بزرگداشت از بنیانهای شیعی در عزای ایام فاطمیه، با شرکت در مراسم عزاداری، سعی در جلب رضایت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها داریم که جلب رضایت آن وجود مقدس همانا جلب رضایت خداوند است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *