امام زمان علیه السّلام واسطه فیض

امام زمان علیه السّلام واسطه فیض

 

1012 – D
استاد قاسمی نیمه شعبان
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، الحمد لله رب العالمین وصلاه وسلام علی سیدنا و نبیینا ابوالقاسم محمد(صلوات) صلی الله علیه وعلی اهل بیت طیبین الطاهرین سیما بقیه الله العظم عجل الله تعالی فرجه الشریف ولعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الال الی یوم الدین . الهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها. السلام علیک یا حجه الله فی الارضه. السلام علیک یا عین الله فی خلقه. السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المهتدون و یفرج به عن المومنین. السلام علیک یا عین الحیوه. السلام علیک یا سفینه النجاه هدیه به پیشگاه مقدس امام زمان علیه السلام و جهت تعجیل در فرجش و سلامتی وجود مبارکش یک صلوات دیگری ختم بفرمایید.(صلوات)
شب شنبه ی گذشته در باره انتظار مطالب مهمی را خدمت عزیزان عرض کردم. هم در باره اهمیت و جایگاه انتظار در فرهنگ شیعه که عرض شد انتظار در ردیف مهم ترین مسائلی است که امامان ما و اهل بیت علیهم السلام به او پرداخته اند. تا جایی که این موضوع مهم را کنار موضوعات مهمی مثل توحید قراردادند. و همانطوری که یکی از اسباب قبولی عمل توحید است و شهادتین است در ردیف اسباب قبولی عمل، موضوع مهم انتظار فرج را ذکر کردند . همانطوری که دین بی ولایت ناقض است ، ولایت بی انتظار هم ناقص است. طبق آیات صریح غدیر و اعتقادی که ما از قرآن و عترت بدست آوردیم . تکمیل این دین و رضایت خدا از این دین وقتی است که ولیی به عنوان محافظ این دین، خداوند تبارک و تعالی منسوب کردند که همان ولایت اهل بیتی است که الحمدلله ما قبول داریم. آیه اکمال این حقیقت را می فهماند و از روایات استفاده می شود . اگر کسی ولایت را قبول داشته باشد اما انتظار فرج را معتقد نباشد، این ولایت ناقص است. یعنی تکمیل کننده ولایت اهل بیت علیهم السلام به انتظار فرج مهدی آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است. (صلوات) و از نکات مهمی که در جلسه گذشته عرض کردم ، تحلیلی بود که بعضی از خارجی ها نسبت به این موضوع داشتند، که گفتند: که شیعه دو نگاه دارد، یک نگاه سرخ ودیگری نگاه سبز، نگاه سرخ او عاشورا است و نگاه سبز او انتظار است. و تحلیل زیبایی کردند. گفتند: که شیعه با نگاه سرخش قیام می کند و با نگاه سبزش قیام را نگه می دارد و حفظ می کند. و این حقیقتی است که در طول تاریخ تشیع، شیعه به این دو نگاه و دو رو وابسته است ، یکی به روز عاشورای ابا عبدالله الحسین علیه السلام و دیگری به روز ظهور آخرین وصی پیغمبر، امام زمان علیه السلام.
بحث های بسیار بسیار مهمی در باره انتظار است یعنی من اگر به لطف خدا، خدا به من توفیق بدهد و حضرت عنایتی بفرمایند، مطالعه بکنم می توانم ده جلسه راجع به خود موضوع انتظار و مطالبی که ما در رابطه با انتظار ،َ به عنوان یک شیعه، به عنوان یک معتقد و پیروی اهل بیت علیهم السلام باید معتقد باشیم و اطلاع و آگاهی داشته باشیم و در خط انتظار باشیم، می توانم الحمدلله . این هم به این معنا است که شما بدانید در مجموعه فرهنگ دینی ما راجع به موضوع انتظارَ، خیلی مطلب هست و با یک سخرانی بنده و امثال بنده مطالب و معارف انتظار تمام نمی شود، خیلی هم خوب است که شما دوستان خصوصاً جوانان عزیز راجع به این موضوع مهم انتظار و حقیقت انتظار و موضوعی که من مقداری می خواهم امشب صحبت کنم، راجع به وظایف ما، در دوره انتظار نسبت به امام زمان علیه السلام مطالعه بکنید. چون آن حقیقت انتظار در ما وقتی ثمر می دهد که ما در این دوره بسیار بسیار مهم و سرنوشت سازی که زندگی می کنیم یعنی دوره انتظار و غیبت امام زمان علیه السلام، وظیفه خودمان را نسبت به حضرت، نسبت به دین و مکتب اهل بیت علیهم السلام بدانیم. برای این حقیقت روایاتی که در این باب آمده استَ، من مجمل عرض می کنم که شما بعضاً شاید قطعه قطعه و نکته ، نکته این بحث را شنیده باشید ولی از باب تذکر شاید هم بعضی نکات جدیدی باشد انشاءالله من خدمت شما عرض می کنم. که این شب های شنبه که به یاد امام زمان علیه السلام صحبت می کنیم. این جلسه هم فکر کردم به این بحث اختصاص بدهیم. اولین وظیفه ای که ما در دوره انتظار نسبت به امام زمان علیه السلام داریم و اصلاً انتظار بدون این تحقق پیدا نمی کند، این معرفت و شناخت به منتظر است. این که انسان نداند منتظر کیست اصلاً انتظارش تحقق پیدا نمی کند. آن ما در وقتی می تواند بگوید من منتظر هستم که بداند منتظر کیست. و الا نمی تواند بگوید من منتظر یکی هستم نا معلوم، مجهول، عاقلانه نیست. اولین وظیفه آن است که ما منتظر را بشناسیم . آن انسانی که به انتظارش نشسته ایم، او را به اندازه سعه وجودی خودمان و ظرفیت خودمان از معارفی که باید اطلاع داشته باشیم راجع به او بهره مند باشیم، هم شناسنامه ظاهری او را بدانیم، و هم شناسنامه حقیقی او را بدانیم. هم با مکتب او و هم خصوصیات و ویژگی هایی که آن بزرگواران دارند آشنا شویم.
من یک جا بحث می کردم راجع به این حدیث سفینه، که این احادیثی که پیغمبر راجع به کلی اهل بیت علیهم السلام بیان کردند. امروز امام زمان علیه السلام، آخرین مصداق این احادیث است. مثلاً حدیث ثقلین، که پیغمبر فرمود.(م- 1 ) «انی تارکم فیکم ثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تذلوا و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» (الأمالی( للصدوق) :415) امام زمان علیه السلام امروز آخرین مصداق این عترتی است که هم وزن قرآن است. مثلاً حدیث سفینه، که پیغمبر فرمود: ( م – 2 ) «مثل اهل بیتی کسفینه نوح من رکبها نجا و من ترکها غرق» امروز این حدیثَ، تحققش و مصداقش تنها در امام زمان علیه السلام است به عنوان امامی که حی و حاضر است ، آخرین وصی پیغمبر است ما باید این احادیث را امروز به روز معنا بکنیم ، درست است همه اهل بیت هستند. از امیرالمومنین تا امام زمان اما بیشترین توجه و انصراف باید به امام زمان علیه السلام باشد. خوب، ای یک کنایه است؟ یک حقیقت است؟ پیغمبر سمبلیک صحبت کردند؟ با این مطلبی که فرمودند: که مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است، هر که بر این کشتی سوار شود نجات پیدا می کند و هر کس از نشستن در این کشتی اعراض بکند هلاک می شود. دو کلمه حرف است آقا. این حدیث هم شما نمی توانید رد بکنید. چون آنقدر راویان شیعه و سنی این حدیث را نقل کردند، مرحوم میرحامد حسین هندی رضوان الله تعالی علیه صاحب عبقات الانوار یک جلد مستقل مفصل هزار صفحه ای از تحقیقات عبقاتش را اختصاص داده است به حدیث سفینه فقط، که چه اشخاصی و راویانی ای حدیث را نقل کردند. آنقدر این روایت مشهور است به حد تواتر که آدم یقین می کند از دو لبان پیغمبر این حدیث بیرون آمده. و حدیثی هم که از دو لبان پیغمبر یقین کنیم که بیرون آمده ، باید عین معامله ای که با قرآن می کنیم با آن حدیث بکنیم یعنی اگر قرآن حجت است این کلام پیغمبر هم حجت است برای ما، اگر قرآن نور است این کلام هم نور است. اگر قرآن شفا است این کلام هم شفاست. اگر قرآن موعظه است این کلام هم موعظه است. این طور باید برخورد کنیم با کلاماتی که چون خدا به ما می گوید که ما چندین آیه داریم راجع به این که حدیث پیغمبر حجت است برای شما. یک در سوره حشر آیه 7 – (م – 3 ) « ما ءاتکم الرسول فخذوه و ما نهکم عنه فانتهوا» (الحشر(59) : 7 ) هر چی پیغمبر برای شما آورد بگیرید این امر خداست و این امر دارد وقف بر وجوب می کند. پیغمبر برای ما سخنان مهمی راجع به اهل بیتش آورده است. (م – 4) آیه « یا ایهاالذین آمنو اطیعو الله و اطیعواالرسول» (النساء(4) : 59) همانگونه که از خدا اطاعت می کنید از پیغمبرش اطاعت کنید.چرا؟ چون (م -5 ) « و من یطع الرسول فقد اطاع الله» (النساء(4) : 80) هر کس از رسول من اطاعت کند از من اطاعت کرده . اطاعت از رسول اطاعت از من است. خوب این آیه نمی گوید از یک جزئش اطاعت کنید از یک جزء دیگرش اطاعت نکنید. نمی گوید، راجع به نماز و روزه و حج پیغمبر اطاعت کنید، اما این پیغمبر راجع به زهرای مرضیه سلام الله علیها حرفی می فرماید اطاعت نکنید، راجع به امیرالمومنین چیزی می فرماید اطاعت نکنید.
همانطور که قرآن مهر کفر می زند، به پیشانی کسی که میگوید: ( م – 6 ) «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» (بحار الأنوار (ط – بیروت) ‏65 : 293) هستم. بعضی آیات را قبول دارم بعضی از آیات را قبول ندارم، همین طور مهر کفر می زند، به کسی که می گوید: من بعضی از حرفهای پیغمبر را قبول دادم. بعضی از حرف های پیغمبر را قبول ندارم.
بابا وقتی امام زمان بر می گردد راجع به فقها و عالمان که در عصر غیبت نواب عام حضرت هستند حدیث هم صحیح مرحوم مجلسی نقل می کند می فرماید. (م – 7) «فانهم حجتی علیکم) این ها از جانب من حجت بر شما هستند. یعنی رد کردن این ها ، رد کردنِ من امام زمان است . (و ان حجت الله علیهم) من هم حجت خدا هستم بر این ها . خوب جایی که عالمان و فقهای جامع الشرایط ، که شرایطش هم امام عسگری علیه السلام میفرماید: (م – 8) « فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ‏ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ» (وسائل الشیعه ‏27 :131) این شرایطش، این هایی که شرایطش را دارند مثل آیت الله عظما سید حسن اصفهانی مثل امام امت رضوان الله تعالی علیه مثل آقای بروجردی این ها حجت امام زمان علیه السلام بر ما هستند. خوب جایی که این ها حجت خدا بر ما هستند به وسیله امام زمان علیه السلام، آنوقت پیغمبر حجت خدا نیست. حرفش حجت نیست. عملش حجت نیست. می شود. باز از این آیات در قرآن زیاد است پس این را عرض کردم برای هر حدیثی که یقین کنید از دو لبان پیغمبر صادر شده . یکی از آن ها حدیث سفینه است.
این حدیث سفینه را باید مثل آیه ی قرآن با آن برخورد کرد . قرآن ، آیه الهی است. و این احادیث آیات نبوی است. من وقتی این کتاب جُرج جُزداق مسیحی را می خواندم. اتفاقاً از این اصطلاح هم در کتاب حسن یارهم استفاده کردم . خیلی به من چسبید و لذت بردم، جرج جزداق مسیحی راجع به سخنان امیرالمومنین می گوید این ها آیات علوی است. چه تعبیر قشنگی است. نهج البلاغه آیات الهی است. این همه آوازها از شر بود – گر چه از حلقوم عبدالله بود. این ها سخنان خداست که از حلقوم امیرالمومنین بیرون آمده، به ما رسیده اینها آیه الهی هستند منتها فرقشان با آیات قرآن این است . آیه قرآن هم لفظش معجزه از خداست هم معناش، این ها لفظشان مثل قرآن نیست. هیچ چیزی قرآن نیست. قرآن منحصر به فرد است. اما معنا از خداست. حقایق الهی را این بزرگواران به ما فرمودند. خوب الان یک کسی از شما سوال می کند من این حدیث را قبول کردم. یعنی چه؟ این نشستن در کشتی اهل بیت به چه معناست؟ و امروز این اهل بیت تنها یادگار معصومشان امام زمان علیه السلام است. ما می خواهیم در کشتی امام زمان بنشینیم ، چه جوری باید بنشینیم؟ اتفاقاً در زیارت روز جمعه او هم می خوانیم . (م – 9) السلام علیک یا سفینه النجاه) به امام زمان علیه السلام خطاب می کنیم می گوییم شما کشتی نجاتی، این همون کشتی است که جد بزرگوارش پیغمبر فرمود. پیغمبر با این حدیث چند نکته را می خواهد به ما بفرماید. 1- بعد از من طوفان حوادث در این جامعه و امت من اتفاق می افتد. مثل طوفان نوح. همان طوری که طوفان نوح همه را به کام خود بلعید جز کسانی که سوار کشتی نوح شدند این طوفان حوادث اجتماعی، سیاسی بعد از رحلت من که عاملانی مثل بنی امیه و بنی عباس ایجاد می کنند همه ی شما را می بلعد الا کسانی که دست به دامان اهل بیت من بشود. در کشتی اهل بیت من بنشیند. خوب ما الان می خواهیم در کشتی امام زمان بنشینیم . این کشتی حقیقتی نیست که ما الان بگویم که کشتی که الان روی آب های خلیج فارس دارد راه می رود. آن کشتی است ، نه، این کنایه از حقایق باطنی است و نشستنش هم به این معناست: قدم اول برای نشستن در این کشتی معرفت است . قدم دوم ولایت آن ها است . قدم سوم محبت آن ها است. قدم چهارم پیروی کردن عملی از آن ها است و قدم پنجم شنیدن سخنان آنها است. هر کی این 5 قدم را بردارد در کشتی اهل بیت نشسته است. به هر مقداری، اگر می خواهید در این سفینه نجات امروز که قطعاً دوره ی آخر الزمان است و عصر فتنه و فساد است. اهل نجات بشویم باید اماممان را بشناسیم باید معرفت به او پیدا بکنیم . به چی او معرفت پیدا بکنیم به این معرفت پیدابکنیم که او حجت خداست به او معرفت این گونه پیدا بکنیم که او واسطه رزق ماست. بهترین معرفت دوستان جوان، ناب ترین معرفت نسبت به امام و ولی خدا در زیارت نامه ها است. اگر خواستید یک معرفت ناب معرفتی که شما را به حقایقی برساند شما بدست بیاورید. این زیارت نامه های ائمه را خوب بخوانید . سر جمع همه این زیارت ها ،زیارت جامعه کبیره به ما می گوید شما چگونه باید امام بشناسید؟ امام کیست؟ امام کسی است که (م – 10) «من اطاعکم فقد اطاع الله) امام کسی است که ( م – 11) «من احبّکم فقد احبّ الله» (عیون أخبار الرضا علیه السلام ‏2 : 274) امام کسی است که ( م – 12 ) «من ابغضکم فقد ابغض الله» (عیون أخبار الرضا علیه السلام ‏2 :277) امام کسی است که(م – 13) « بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ‏ یَخْتِمُ‏ اللَّهُ » (الکافی (ط – الإسلامیه) ‏4 : 576) هم اصلاً عالم با شما شروع شد هم با شما ختم می شود(م – 14) « یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ » (الحج(22) : 65) که اشاره به ولایت تکوینی ائمه علیهم السلام دارد دویست و پنجاه ، حدوداً فکر می کنم دویست و پنجاه هفت در زیارت جامعه کبیره برای امام است. کدام امام را باید اعتقاد داشته باشیم آن امامی که به ما زیارت جامعه کبیره معرفی می کند. آن امام که امام رضا معرفی می کند. چون این ها خودشان می دانستند اهل بیت علیهم السلام . اگر این ها ما را به خودمان واگذار بکنند، که خودتان ما را بشناسید ما هر کداممان سلیقه ای امام را می شناختیم. اما شما در روایات نگاه بکنید در زیارت امامان نگاه بکنید می بینید اهل بیت علیهم السلام عمداً سخنانی فرمودند راجع به خودشان که ما راه را گم نکنیم که ما صراط مستقیم را گم نکنیم. که ما این علم های هدایت را فراموش نکنیم این آدرس ها را گم نکنیم، شما می خواهید بروید یک مقصدی یک تابلوی نوشته، از این تابلو شما انحراف پیدا نمی کنید مسیر رادرست می روید و به مقصد می رسید. اگر ائمه علیهم السلم در مسیر توحید و عبودیت و صراط مسقیم نباشند ما گم می کنیم راه را اما ببینیم انگشت اشاره اهل بیت کجاست؟ این ها علم هستند. نشانی راه خدا هستند. آیه الهی هستند. امیرالمومنین فرمود:(م – 15 ) «ما لله آیه اکبر منی» من آیت الله عظمای الهی هستم، من بزرگترین آیه خدا هستم، می خواهید خدا ببیند من علی را ببینید. در آینه وجود من خدا را ببینید. این معرفت از آن وظایف سنگین و مهمی است که با چند چیز حاصل می شود 1- با مطالعه 2- با انس داشتن با روایات و زیارت نامه 3- با طهارت و پاکی. چون بعضی از معارف در کتاب نیست در حوزه و دانشگاه نیست . در درس نیست. بعضی از معارف نتیجه طهارت نفس است می بینید ضمیر یک انسانی پاک است. ظرف پاک پاک. درونش معارف است عنایت می کنند حالا دیگر طریقش را من ندیدم و نچشیدم. ولی آنهایی که چشیدند امام زمان خصوصاً مستقیم بعضی از افراد را هدایت کرد نمونه اش را عرض کردم آن شیخ حسن عراقی استاد شعرانی صاحب کتاب الجواهر و الیواقیت که سخنان اکابر و بزرگان اهل معرفت را ذکر می کند او می گوید من استادم شیخ حسن عراقی که الان در مصر گنبد و بارگاه دارد. او در همه سجده هایش می گفشت خدایا امام زمانت را به من نشان بده او امام زمان یعنی آخرین وصی پیغمبر را او را به من نشان بده آخرین ولی خودت را در همه سجده ها می گفت. می گفت: یک نوبت که من از سجده (این صحیح است من خدمت شما عرض می کنم قصه و داستان نیست) می گوید یک نوبت که این خواسته را در سجده بیان کردم. سر از سجده بلند کردم دیدم یک دست با محبتی به شانه ام خورد خطاب کرد:(م – 16) «یا ولدی کم تقول المهدی انا المهدی» گفت چقدر می گویی مهدی ، من مهدی . می گوید یک هفته من با امام زمان علیه السلام بودم با او غذا می خوردم با او نماز می خواندم او معارف به من القا کردند عقاید من را تصحیح کردند. این بزرگوار مستقیم گاهی خودشان هدایت می کنند. نائبانشان را. نمونه اش شیخ مفید، همه تان شنیده اید شیخ مفید که برادر امام زمان بود چون در یک توقیعی امام زمان علیه السلام به شیخ مفید نامه ای نوشته و توقیع ای نوشتند، فرمودند: این نامه را به برادرم می نویسم. به به به چه مقامی شیخ مفید رسیده بود که امام زمان میگوید تو برادر منی، این راه و مقام هم برای بنده و شما هم باز است این فقط فیض آویزه گوش شیخ مفید نیست فقط، این راهش برای بنده و شما هم باز است . همه تان شنیده اید این قضیه را فقط به عنوان نمونه برای بحثم عرض می کنم. یک آقایی آمد پیش شیخ مفید گفت: خانم من حامله بود و از دنیا رفت الان می خواهیم او را دفنش کنیم حمل رو از شکمش در بیاوریم و دفن کنیم یا نه با همان دفنش کنیم شیخ مفید فرمود که فتوای من این است که با همان حملش او را دفن کنید. فتوا را از شیخ مفید گرفتند، از منزل آمدند بیرون، می گوید من چند قدمی از خانه شیخ دور شده بودم یک آقایی مرا صدا زد. به من فرمود شیخ فتوایش این است که بچه را از شکم مادر در بیاورید و بعداً مادر را دفنش بکنید. گفتم خیلی ممنون. یک سال از این قضیه گذشت دو سال گذشت. شیخ مفید دید یک آقایی با یک بچه یکی دو سه ساله آمد به اتاق تشکر کرد، آقا دست شما درد نکند این نتیجه فتوای شماست. گفت : کدام فتوا. گفت: همان سوالی که از شما کردم. اول این رو گفتید، بعد اومدیدگفتید نه بچه را از شکم مادر در آورید، بعد مادر را دفن کنید. شیخ سرش را پایین انداخت فکر کرد. گفت من چنین فتوایی ندادم. فتوای من همان اول، گفت یک آقایی آمد به من گفت، شیخ فهمید مولای او صاحب او امام زمان علیه السلام بود. در خانه اش را بست. گفت دیگر نیاید به سراغ من . این نشان می دهد من لیاقت فتوا دادن ندارم. بعد وجود مبارک مولای ما صاحب ما امام زمان عیه السلام ، پیام برایش دادند. فرمودند: در خانه ات را چرا به روی مردم بستی وظیفه شما فتوا دادن است وظیفه ما اصلاح کردن است. ما کمک می کنیم شما را، ما از شما دست گیری می کنیم، آقا برای بنده و شما هم هست ، ما نمی فهمیم ببخشید این تعبیر را عرض می کنم. آن کسی که دل داده امام زمان علیه السلام است، از او کمک می کند امام زمان ، دستگیری می مند به او. یک جا می خواهد یک راه انحرافی برود، یک همنشین خلافی، تو دلش می اندازد نرو، کی به دلش می اندازد، همین جوری به دل آدم می افتد این رونره این مسیر رو نره. ما ها هم می گویم به دلم افتاد این کار را کنم و اتفاقاً این کار را هم می کند و به خیر می رسد. خوب اگر ما معتقدیم همه کارها به اذن الهی واسطه همه فیض ها همه خیرها همه هدایت ها از جانب خدا به ما بندگان ضعیف عاجز، امام است. این امام است که به دل تو انداخته. این امام است که به دلت انداخته که از این مسیر برو از این مسیر نرو. این هدایت برای ما هم هست. پس اگر ما او رانشناسیم این گونه، از ما مستقیم دست گیری می کند. مستقیم، نمونه هایی که دقیق نوشتند یه ممکن است بعضی از این دیدارها دروغ هم باشد ولی نمونه هایی که دقیق نوشتند که امام زمان علیه السلام هدایت کرده، دست گیری کرده، عین ائمه علیهم السلام، از بعضی ها این نشان می دهد امام زمان بین ما است. غائب نیست. ما از او غائبیم به تعبیر جناب شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه در کتاب الغیبت شان می نویسند که: (م – 18) «وجوده ولطف و غیبته و لطف آخر و عدمه و منا» صحیحش و دقیقش این عدمه است یعنی عدم تصرف او در ما از ماست نه از او . او زمینه ببیند اشراب می کند معارف را. زمینه ببیند در کسی. هدایت می کند. بخیل که نیست. اصلاً امام ، امام هدایت است. در عصر غیبت و دوره ی انتظار اگر کسی معرفتش به امام بالا باشد ضمیر روحش پاک باشد. امام به او اشراف می کند معارف را. کنار او قرار می گیرد. خودش هم نمی داند، اما کنارش نشسته است. یکی از بزرگان با جمعی که رفته بودند مکه یک صبح جمعه ای این دو رو به روی کعبه نشستند و دعای ندبه خواندن، خدایا یکی از این دعاهایی که بزرگان دینیمان به ما آموختند، ماه مبارک بخوانید. همین دعای(م – 19) « الهم الرزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا وفی کل عام»خدایا امشب که ما به یاد ولیت امام زمان هستیم. یک دعوتی از ما بفرم ما هم یک صبح جمعه رو به روی این کعبه بنشینیم و دعای ندبه بخوانیم، اونجا بگویم اَ ین اَین اَین گفت این بزرگوار عالم فقیه که با جمع دوستانشان رو به روی بیت دعای ندبه می خواندند به این جمله رسیدند (م – 20) اَینَ استقرت بک النوی لیتَ شعری این استقرت بک النوی) یابن الحسن ای کاش من می دانستم تو کجایی، تا بیایم سرم را به در خانه ات بگذارم و تو را صدا بزنم می گفت آقا این جمله را که ایشان خودشان گفت یک حال عجیبی کنار بیت پیداکرد همه این جمع خیلی گریه کردند هی می گفتن« لَیْتَ شِعْرِی أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ‏ بِکَ‏ النَّوَى» (بحار الأنوار (ط – بیروت) ‏99 :87) شب یک از صالحین این جمع حضرت را در عالم خواب و رویا می بیند می گوید آقا ما چقدر التماس کنیم و دعا کنیم و بگوییم شما کجایید. گفت امروز که این رو می گیم که شب های احیا مراقب باشید. اصلاًشب های احیا مال امام زمان است صاحب شب های احیا اوست میهمان ملائکه در شب های قدر امام زمان است. ملائکه اعمال ما را مقدرات یک سال ما را می آیند شب قدر تحویل اماممان می دهند و می روند. میزبان ملائکه است اما زمان در شب های قدر مراقب باشید اصلاً دوستان تصورش به آدم حال می دهد. من احساس می کنم در جمعی نشستم که امام زمانم نشسته. این تصورش هم آدم را منقلب می کند . اصلاً ذهن آدم را فکر آدم را، احتمالش که هست، محال عقلی که نیست. چون آدم تمام جمعیت را نمی شناسد که آمدن نشستن. آقا فرمود شماکه امروز دعای ندبه می خواندید من کنار شما نشسته بودم شما می گفتید «این استقرت بک النوی» آقا تصرف می کنند نمی گزارند بفهمیم کنار دستیمان امام زمان است دوستانی که من را می شناسند می دانند که من نمی خواهم بازار گرمی بکنم مجلس را با این حرف ها داغ بکنم نه. من خودم معتقدم به این حرف ها الحمدلله و می خواهم به شما بگویم این بابا و صاحب با محبت ما آن قدر به ما نزدیک است و به مالطف دارد. ولی ما از او محجوبیم او دستش دراز است ولی من و شما دست دراز نمی کنیم. من و شما به او کم توجهی می کنیم اگر ما در این وادی معرفت بیفتیم گر معرفت دهند بفروش کیمیا را- گر کیمیا دهند ربی معرفت گدایی. اگر معرفت نداشته باشی همه ی دنیا هم که داشته باشی گدایی اما اگر معرفت داشته باشی هیچ چیزی هم از مال دنیا نداشته باشی آدم غنی هستی. غنی غنی. دومین وظیفه تقوی ورزیدن است. که این دیگر سکه رایج ما در این مجالس است یعنی در عصر غیبت نسبت به دو چیز تقوی داشته باشی. 1- نسبت به زبانمان. 2- نسبت به لقمه مان و کسب و کارمان. دوستان یک سوال می کنم خودتان جواب دهید یعنی در وجدان خودتان. یک سوال و آن این است. آیا غذای سفره ی ما غذایی هست که امام زمان بیاید کنارش بنشیند و بخورد. یا نه. نه واقعاً این طور هست. این لقمه ای که ما می بریم در سفره ی زن و بچه مان این غذایی که به زن و بچه مان می دهیم. این پولی که تحصیل می کنیم. این لایق هست. آخر امام صادق علیه السلام فرمود: این رو فرش های خانه شما قدم می گذارد. شما چقدر غافلید فرمود: امام زمان روی فرش های خانه شما قدم می گذارد. آیا خانه من فرش من سفره من زندگی من آن قدر لیاقت دارد که امام زمان بیاید قدم بگذارد؟ خوب معلوم است او هر جایی نمی رود. تقوی کسب و کار ولقمه ، تقوی زبان. امام زمان علیه السلام یک مصداق تقوی رعایت حق مردم است . حق مردم را رعایت کنید. ظلم به مردم نکنید. من یکی از این قضایا را ظهر گفتم در مسجد اعظم بعضی از دوستان بودند و شنیدند. آن قضیه ای که همه شما شنیدید که امیرالمومنین علی علیه السلام از جایی عبور می کرد، دیدن که یک دختری شاید 10-11 ساله ای منزلی کار می کرد آمده بود خرما خریده بود. بعد هم خرما را وقتی از مغازه دار برده بود پیش مولایش خانه نپسندیده بود. گفت برو پس بده. آمده بود پیش مغازه دار گفت. پس نمی گیرم این اخلاق بدی که بعضی از این مغازه داران و کاسبان ما دارند و نمی دانم از کجای دین این مسئله را در آورده اند که جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود. این را از کجا شما در آوردید به ما هم بگویید. ما درس فقهش را خواندیم. ولی چنین چیزی ندیدیم که تو مکاسب محرمه در بحث تجارت این حرف را بنویسند . دید دارد گریه می کند این کنیز امیرالمومنین فرمودند: چرا گریه می کنی. گفت آقا جریان این است گفت بیا من واسطه بشوم بعد مشکل تو حل شود آمد به این مغازه دار گفت که خرمای ایشان را بگیر و پولشان را برگردان. گفت اصلاً تو کی هستی . (آقا را نمی شناخت) یک مشت محکمی بر سینه امیرالمومنین را. این همسایه بغلی فهمید. اومد یواش گفت فهمیدی تو سینه ی کی مشت زدی گفت: کی بود، گفت: امیرالمومنین بود. گفت: عجب، آمد افتاد به دست و پای امیرالمومنین. که آقا بخشید معذرت می خواهم. (اینجا جمله مورد نظر من است آقا فرمود که می دانی من کی از تو راضی می شوم. این حرف تمام ائمه است. حرف خداست. این حرف پیغمبر است. فرمود: من وقتی از تو راضی می شوم که حق مردم را بدهی. آنوقت راضی می شوم از تو. اما دست بوسیدن و به پای من افتادن را من نمی خواهم . من به این چیزها نیاز ندارم. تو حق مردم را بده من از تو راضی می شوم. تقوی در عصر غیبت و دوره انتظار که آدم را به امام زمان نزدیک می کند. یعنی رعایت حق خدا و حق مردم و بالاتر از حق خدا ، حق مردم. چون امیرالمومنین در نهج البلاغه جمله بسیار زیبایی دارد. می فرماید: (م -21) «جعل الله سبحانه حقوق عباده مقدمتاً علی حقوقه» می فرمایند که خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حق خودش داشته است. می گوید: من خدا از حق خودم می گذرم. اما از حق مردم که نمی گذرم. حق مردم را باید بدهید. سوم هم عرض بکنم بحثم تمام سومین نکته در عصر غیبت و دوره انتظار وظیفه ما این است که در مشکلات و گرفتاری ها به پناه اماممان برویم. اون هم نه آخرین جایی که می روی یه مشکلی که آخر برای ما پیش می آید. می گویم پول که داریم مشکلمان را حل می کنیم . رفیق هم که داریم مشکل خود راحل می کنیم . پارتی هم که داریم مشکلمان را حل می کنیم . این نه. همان اول او به سراغ او برود. و محال دوستان د ر عصر غیبت به او پناه ببرد و او پناه ندهد. محال است کسی او را صدا بزند و او جوابش را ندهد. محال است. گفت: پیغمبر که چون کو بی دری- عاقبت زان در برون آید سری- بلاخره یک صدای ما را جواب نمی دهند دو تا رو، ده تا رو، صد تا رو، بلاخره یک کسی که در مشکلات گرفتاری ها بعد از هر نمازش تو نعمتی به او می رسد دعایی مستجاب می شود بلایی از او رفع می شود. بر می گردد می گوید یابن الحسن همه آن به نعمت تو بود. تو واسطه بودی. آقا این بی انصافی است یک نفر ده بار ما را صدا بزند یک باز نگوییم بله . از ما آدم های عادی. حالا یک کسی مثل امام زمان علیه السلام که من روایت دیدم امام صادق علیه السلام فرمود: ( م – 22) «والله قسم- قسم خوردن – فرمود به خدا قسم ما از شما به خودتان با محبت تریم. قسم خوردن، بیشتر از خودمان ما را دوست دارند و ما را می خواهند ولو این که ما آنها را نشناسیم. یعنی از نظر ظاهری فیزیکی ما امام زمان را نشناسیم. ندانیم شکل و قیافه اش چیست؟ ندانیم کجاست. ولی این معرفت را داریم که عالم به اذن الهی در محضر اوست . نسبت به ما و اعمال ما اشراف دارند. ذیل آیه شریفه( م – 23 ) « و قل اعملو فسیر الله عملکم و رسوله و المومنون» ائمه علیهم السلام فرمودند: (م – 24) نحن المومنون. خدا می فرماید هر کاری می خواهید بکنید. خدا می بیند. در سوره توبه است. رسولش می بیند. مومنین هم می بیند. ائمه فرمودند. مراد از این مومنینی که اعمال شما را می بینند ما هستیم. ما هستیم. خدا به ما معرفت و تقوی و انجام وظیفه و مسئولیتی در عصر غیبت عنایت بکند که به آن مقام رعیت هم از نظر ظاهری و فیزیکی بریم. ما مانع ها را کنار بزنیم من یک شعر بسیار زیبایی برای شما عرض می کنم گرچه من وقتی که آقای میرزایی بعد از من می خوانند من نوعاً گاهی شعرهای خوبی گیر می آورم ولی می گویم ایشان می خوانند من دیگر نخوانم. ولی شعری را در جلسه ای خواندم اما شما دوستان نشنیدید. این شعر خیلی زیباست راجع به امام زمان است این شعر را بخوانم و انشاء الله توسلی داشته باشیم و از حاج آقا استفاده فرمایید.
بارها روی تو را دیدم ولی نشناختم لاله از باغ رخت چیدم ولی نشناختم
همچو گل کز دیدنت خورشید می خندد به گل بر گل روی تو خندیدم ولی نشناختم
کعبه را کردم بهنه تا بگردم دور تو آمدم دور تو گردیدم ولی نشناختم
در کنار مسجد کوفه تو را گفتم سلام پاسخ از لبهای تو بشنیدم ولی نشناختم
در حریم ساقی کوثر نگاهم بر تو بود کوثر از جام تو نوشیدم ولی نشناختم
در کنار مرقد شش گوشه جدت حسین خم شدم دست تو بوسیدم ولی نشناختم
ای دل غافل که همچون سایه نزد آفتاب پای دیوار تو خوابیدم ولی نشناختم
(غیر از این است آقا حقیقتاً این طور نیست)
در منا پیش تو بنشستم ندانستم که ای (2) با تو از حجر تو نالیدم ولی نشناختم
(این شعر برای آقای رستگار است که تخلصش میثم است بگویم و ایشان هم فیض ببرد.)
غفلت میثم ببین یک عمر رخسار تو را در هم آینه ها دیدم ولی نشناختم
خوش به حال آن کسی که هر کجا می رود این چهره را می بیند. تمام حالات او را می بیند که حالات اهل معرفت را می خواهید ببینید شما زیارت آل یاسین را بخوانید. (السلام علیک حین تقوم) اصلاً این زیارت آل یاسین برای چنین آدم هایی است که اصلاً تمام حالات حضرت حجت علیه السلام را می بینند (م – 25 ) ( السلام علیک حین تقوم. السلام علیک حین تقعد. السلام علیک حین تصلی. السلام علیک حین تقرء السلام علیک حین ترکع و تسجد) ببینید تمام حالات امام زمان علیه السلام سلام دارد من برای دوستان عرض کردم تمام ائمه فقط 2 نفر به حالاتشان سلام می کنیم به امیرالمومنین نیست به امام سجاد نیست به امام صادق نیست به امام رضا نیست یکی به امام زمان علیه السلام به حالات مختلفش سلام می کنیم یکی به جد قریبش حسین علیه السلام توآن سلام هم به جزء جزء و اعضاء اعضای عضو عضو امام حسین علیه السلام سلام می کنیم. ( السلام علیک یا ابا عبدالله ) یک سلامی به نیابت از امام زمان علیه السلام در بعضی از مجالس در مستحباتی که انجام می دهید زیارت هایی که می روید به نیابت امام زمان علیه السلام انجام بدهید بسیار در قلب و روح آدم تأثیر مستقیم دارد. ما هم این سلام را به نیابت از امام زمان علیه السلام بدهیم. ( السلام علیک یا ابا عبدالله. السلام علیک یا ابا عبدالله ما که نمی توانیم مثل تو سلام بدهیم . ما که نمی توانیم ببینیم و سلام بدهیم . شما تمام حالات جدت حسین را می بینی و سلام می دهی . السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی لیل و نهار و لا جعل الله آخر العهد منی لزیارتکم . همه با هم . السلام علی الحسین و علی علی این الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *