از کف بریز آب روان

از کف بریز آب روان

توو آرزوی لب سقا
شریعه در خروشه

هزار هزار چشمه خواهش
زیر پاهاش می‌جوشه

دل فرات موج می‌زنه که ای تشنه! لب تر کن لب‌هاتو
شدم شبیه شوره‌زار دارم می‌نوشم اشک چشماتو
شعله به جون من نکش بیا و نشکن جام دستاتو

به من بگو وقتی بهم رسیدی
تو انعکاس موج من چی دیدی

آب روون قطره‌ای از تو
به کام من حرومه

اگه تو مشکم نمونی
کار سقا تمومه

یادت بمونه ای فرات که ارباب من تشنه آبه
تا خیمه‌گاه خنک بمون که مثل آتیش دل‌ها بی‌تابه
تویی همون بارونی که دوای درد طفل ربابه

زلال تو تیمم وضومه
رسوندنت به خیمه آرزومه

ای ساقی لب‌تشنگان اباالفضل(ع)
از کف بریز آب روان اباالفضل(ع)

محمد صمیمی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *