آهوی ختن

آهوی ختن

 

به یاد یتیم حضرت مجتبی، حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام

من که خود غرق به خون، تشنه لب و پاره تنم

چون پدر، خون جگرم، میوه ی باغِ حسنم

زیرِ سمّ همه اسبان چو به خود می پیچم

زره ام پاره شده، گشته برایم کفنم

پیش چشم همگان دشمن بی شرم و حیا

می زند از همه جا، ضربه ی خود بر بدنم

زخم های تنِ من بسکه فراوان شده است

شده بر من زره و هم که بُوَد پیرهنم

این عمویم چو غریب است در این کرب و بلا

آن که یاور شده و یارِ عمو مانده، منم

مرغ بی بال و پرم، پَر بزنم پیش عمو

کُنج آغوش عمو بستر سبزِ چمنم

پدرِ منتظرم، طشت به دست آمده است

همچو آهوی گرفتار، به یادِ خُتنم

«حسن فطرس»

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *