آفتاب زمانه

آفتاب زمانه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا خلیفه الله

 

”اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک، والعن اعدائهم اجمعین بعدد ما احاط به علمک، اللهم العن الجبت و الطاغوت و النعثل، برحمتک یا ارحم الراحمین.

الهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا برحمتک یا ارحم الراحمین.

اللهم بحق روح مولا علی بن ابیطالب امیرالمومنین علیه السلام الذی ما اشرک بک طرفه عین ابدا ان تعجل فرج ولیک القائم المهدی صلوات الله علیه.“

”و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم…“ (سوره بقره آیه 24)

از آن زمانی که خدای متعال به فرشتگان امر فرمود که در برابر حضرت آدم «علیه السلام» سر به سجده آورند، انتظار مهدی موعود که از نسل پیامبر آخر الزمان است، مورد بحث قرار گرفت و از آن زمانی که حضرت نوح پس از نهصد سال اقامت در میان قوم و فراخواندن آنان به دین خدا ناامید گشت و برای نابودی کافران دعا نمود، چشم انتظاری او آغاز شد.

او اگر چه تا آمدن طوفان و نابود شدن کافران زمان خودش بیش از پنجاه سال انتظار کشید، اما انتظار چند هزار ساله او برای غلبه کامل دین خدا و ریشه کن گشتن همگانی کافران، تا زمان ظهور حضرت مهدی ادامه خواهد یافت.

از آن زمان که حضرت ابراهیم پایه های کعبه را بالا برد و دعا کرد تا خداوند سرزمین مکه را جایگاه امنیت و ایمان قرار دهد، انتظار روزی در دلش جا گرفته بود که فرزندی از نسل او و از سلاله آخرین پیامبر خدا در همین دیار و در کنار همین خانه تکیه بر همین پایه ها خواهد داد و ندای توحید را به گوش همه جهانیان خواهد رساند.

از آن زمان که حضرت لوط در برابر فاسدان هوس پرستی که عزت و احترام میهمانان عرشی و خاندان با ارزش او را مورد تهدید قرار داده بودند، آرزوی داشتن قوت و تکیه گاهی استوار کرد، اندیشه انتظار مهدی در روح و جانش جاری بود. لوط گفت: «کاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تکیه گاهی استوار پناه می جستم». (سوره هود آیه 80)

امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: حضرت لوط این سخن را نگفت مگر به عنوان تمنای دسترسی به قدرت مهدی«علیه السلام» و آن تکیه گاه استوار چیزی نبود جز استواری قطعه های فولاد:

«آنان اگر از کوههای آهنین گذار کنند، آن کوه را از بیخ و بن فرو می ریزند و شمشیرهایشان در غلاف نیارامد مگر اینکه خدای تعالی راضی شود».

از آن زمان که حضرت موسی مردم را به مبارزه با فرعون فراخواند آنان را به یاری طلبیدن از خدا و شکیبایی تشویق کرد. انتظار حضرت مهدی در جانش می درخشید و در آرزوی حاکمیت مطلق او بود که بشارت داده همانا زمین از آن خداست و آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد به ارث خواهد رساند و فرجام نیکو برای تقوی پیشگان است.

از آن زمان که حضرت عیسی با دلی سرشار از مهربانی و با جانی سوخته از عشق مردم را به همدلی و همداستانی دعوت کرد، تذکر به انتظار را جزء آیین خویش قرار داد و زمانی که در برابر ناسپاسی و عداوت و ایمان ستیزی مردمی که به کشتن او برخاسته بودند، به جوار قدس آسمانیان بالا رفت انتظار تاریخی خود را برای فرود آمدن در کنار کعبه و نماز گزاردن به امامت حضرت مهدی و یاری کردن او آغاز کرد.

پس از حضرت عیسی، از زمان پیامبر تا آخرین لحظات عمر امام حسن عسگری هرگز امر انتظار فرج مورد غفلت واقع نگشت و جلوه های گوناگون انتظار، در ضمن صدها روایت امیرالمومنین و هر یک از امامان معصوم تجلی یافت و در همه قرون گذشته نیز همین نور انتظار بود که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر همواره آفاق جان و دل منتظران را در طی همه بحرانها و فتنه ها روشن داشته است.

حالا انتظار به چه معناست؟ انتظار، دیده به راه دوختن است و نگران شخص عزیزی یا امر مهمی بودن است. انتظار امیدواری است، چشم به راهی و آمادگی نگرانی چشم داشت و درنگ است. انتظار امام زمان «علیه السلام» ایمان به غیبت و اقرار به ولایت است. انتظار امام زمان «علیه السلام» از چنان عظمتی برخوردار است که در کنار شهادت به توحید و ایمان به پیامبر و اعتراف به قرآن و اقرار به ولایت آمده است. دین اسلام بدون انتظار مهدی ناقص است. چنانکه اگر ولایت امیرالمومنین نداشته باشی دینت ناقص است. پس همانطور که ولایت امیرالمومنین تکمیل کننده دین و اتمام نعمت الهی و تمام نعمت و رضای خداوند است. خداوند دین بی ولایت را نمی پذیرد. چنانکه ولایت بی انتظار را نمی پذیرد.

خداوند بر ما منت گذارد و راه رسیدن به خوشبختی را به ما نشان داد، چگونه نشان داده؟ لطف کرده و شخصی به نام پیغمبر را فرستاد تا این راه را به ما نشان دهد و از لطف های دیگری که خداوند بر ما کرده بعد از پیامبر امامانی را قرار داده که هر کدام بعد از دیگری ما را رهبری کنند. به سعادت دنیا و آخرت برسانند و از لطف دیگر خدا بر ما این است که هر وقت انسان روی این کره خاکی زندگی می کند، خدا یک نفر را برای رهبری او قرار داده که او حجت خداست و امروزه همانطور که می دانید امام این امت، امام دوازدهم ما حضرت مهدی «علیه السلام» است همان کسی که راه راست و راه سعادت انسان را به او نشان می دهد.

همانطور که می دانیم این حضرت زنده هستند، ما را می بیند ولی ما ایشان را نمی بینیم. غایب از نظرهای ما هستند اما نه به این منظور که از کارها و اعمال ما بی اطلاع هستند بلکه ایشان از احوال همه خبر دارند و ما را می بینند. پدر دینی ما هستند و از پدر خودمان هم بر ما مهربانتر است و ما را سرپرستی می کنند. نامه اعمال شیعیان هر دوشنبه و پنج شنبه به دست امام عصر «علیه السلام» می رسد. حضرت از کارهای بد ما ناراحت می شوند و از خدا می خواهند که ما را ببخشند. ما امام زمان «علیه السلام» را به خاطر گناهانی که می کنیم نمی بینیم. به خاطر این، می گویند غیبت از ماست، نه از حضرت ”غیبته منا“.

حالا ممکن است از خودتان سوال کنید چرا امام دوازدهم ما، مانند امامان دیگر ظاهر نیستند و غایب از چشمان گناهکار ما هستند؟

1- امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: برای امام دوازدهم که صاحب الامر است غیبتی است که حتما باید باشد و هر کس که اندیشه و فکر غلط دارد و دنبال بهانه برای قبول نکردن امام است حتما به شک می افتد.

2- امام باقر «علیه السلام» فرمودند: فرزند امام حسن عسگری غیبتی دارد قبل از ظهورش گفتم (زراره ابن اعین می گوید) برای چه؟ فرمود: می ترسد که کشته شود.

همانطور که می دانید دشمنان ائمه، امامان ما را یک پس از دیگری به شهادت رسانند و خداوند به خاطر اینکه این آخرین امام زنده بمانند و هر وقت خدا خواست ظهور کنند و دنیا را از عدل و داد پر کنند ایشان را از چشمان مردم حفظ کرده و حضرت غایب شدند. به این خاطر که حفظ امام زمان «علیه السلام» از دست دشمنان باشد.

حالا شما شاید از خودتان سوال کنید امامی که غایب است و ما ایشان را نمی بینیم چه فایده ای برای ما دارند و ما چگونه می توانیم از ایشان بهره ببریم؟

همین سوال را یکی از یاران امام عصر «علیه السلام» از خود امام سوال کردند و ایشان در جواب فرمودند:

” و اما وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکا لانتفاع بالشمس اذا غیبتها عن الابصار السحاب“

و اما نحوه بهره وری من در زمان غیبتم مانند نحوه بهره وری از خورشید است زمانی که پشت ابرهای تیره و متراکم قرار بگیرد.

و در ادامه می فرمایند: ”و اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم“ زیاد دعا کنید برای تعجیل در فرج که گشایش کار شما در گرو گشایش کار امام عصر «علیه السلام» است.

چرا حضرت خود را به خورشید پشت ابر تشبیه کردند؟

زیرا خورشید واسطه خدا است و واسطه حیات و زندگی برای اهل زمین. اگر خورشید نباشد حیات و زندگی وجود ندارد. امام «علیه السلام» مانند خورشید هستند، واسطه ای هستند بین ما و خدا و نور علم و وجود به وسیله ایشان به ما می رسد. اگر حضرت نباشد مانند خورشید، برای ما هم زندگی و حیات نیست. ”لو لا الحجه لساخت الارض اهلها“ (دلائل الامامه/231) وقتی آفتاب پشت ابر برود انسان هر لحظه منتظر است که آفتاب از پشت ابر بیرون بیاید و روز آفتابی شود. یعنی مردم هر آن و هر لحظه باید در انتظار باشند که آفتاب وجود امام عصر «علیه السلام» از غیبت بیرون بیایند. می خواهند بگویند کسی که بخاطر غیبت منکر وجود امام زمان باشد مانند کسی است که بخاطر ابر، منکر وجود خورشید باشد. ”وجه الانتفاع“ یعنی ایشان ما را می بینند.

ولی در هر صورت با محبت، می توان به ساحت مقدس امام عصر «علیه السلام» راه پیدا کرد و ایشان با سرپرستی که همیشه همراه با عزت و پیروزی است، ما را هدایت می کنند.

خدایا بحق وجود مقدس امام عصر «علیه السلام» فرج ایشان را برسان.

والسلام

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *