محبوب ترین مخلوق

محبوب ترین مخلوق

در روایتی از حضرت باقر علیه السلام، به واژه ی محبوب ترین مخلوق خدا رسیدم، تصورم بر وجود نورانی حضرت رسول و دیگر بزرگواران بود که با کمال تعجب بیان شده بود، محبوب ترین مخلوق، عقل است!

روایات اهل بیت، نه فقط برای خواندن و از بَر کردن، که برای تفکر و تدبر و عمل کردن بیان شده.

مانند این که من به فرزندم می گویم: شیر بخور که برای سلامتی ات مفید است، او روزی ده بار بگوید شیر بخور که برای سلامتی ات مفید است ، بدون این که شیر بخورد، فقط مانند طوطی بگوید: شیر بخور که برای سلامتی ات مفید است!!!

تکرار او به چه درد می خورد؟ وقتی شیری نمی خورد!!!

حقیقتا ذکر روایت از امامان معصوم بدون تفکر و عمل به آن، مانند همان تکرار “شیر بخور که برای سلامتی ات مفید است”، می باشد.


 

سوگند خدا

حضرت باقر علیه السلام فرمودند: لما خلق الله العقل استنطقه ثـم قال له: اقبل فاقبل. ثم قال له ادبر فادبر ثـم قال: و عزتى و جلالى ما خلقت خلقا هو احب الى منک و لا اکملتک الا فیمـن احب امـا انى ایـاک آمر و ایاک انهى و ایاک اعاقب و ایاک اثیب.1

چـون خداوند عقل را آفرید، از او بازپرسى کرد به او گفت: پیش آى! پیش آمد گفت: بازگرد. بازگشت. فرمـود: به عزت و جلالـم سـوگند، مخلـوقى را که از او به پیشـم محبـوبتر باشد نیافریدم و تـو را تنها به کسانى که دوستشان دارم به طور کـامل دادم، همـانـا امـر و نهى و کیفـر و پـاداشـم متـوجه توست.


عقل چیست؟

عقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری، بند کردن، باز ایستادن و منع چیزی است. درباره ی معنای لغوی عقل گفته شده است که عقل از «عقال» گرفته شده است؛ و «عقال» به معنای طنابی است که به وسیلۀ آن زانوی شتر سرکش را می بندند و به این دلیل به عقل، عقل می گویند که این نیروی باطنی، شهوات و هواها و خواسته های شیطانی درون انسان را به بند می کشد. همچنین واژۀ عقل و مشتقات آن در لغت به معنای فهمیدن، دریافت کردن است.2

در قرآن کریم نیز به معنای فهم و ادراک آمده است. 3

در روایات به معانی گوناگونی استعمال شده است که یکی از معانی آن، قوۀ تشخیص و ادراک و وادار کننده‌ انسان به نیکی و صلاح و بازدارندۀ وی از شر و فساد است. 4


عقل در قرآن

کلمه «عقل» ۴۹ بار در قرآن تکرار شده است. و اغلب آنها درباره ی منافقین و کفار است که این دو گروه به عنوان کسانی توصیف شده اند که حتی نازل ترین مرتبه عقل را نیز دارا نیستند و به طور کلی از نعمت عقل بهره نمی برند.

« إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یعْقِلُونَ»

بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که ( از شنیدن و گفتن حرف حق ) کر و لالند، که اصلا تعقل نمی کنند. 5

نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که عقل در کنار کتاب، سنت و اجماع یکی از منابع چهار گانه اجتهاد می باشد.


 حساب و کتاب به اندازه ی عقل

انما یداق الله العباد فى الحساب یوم القیمه على قدر ما آتاهم مـن العقـول فى الدنیا  6

خـداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقت و باریک بینى مى کند.

ای بنده، اصل دین به تو نرسیده، تو به کلاس های آموزشی نرفته ای، پای منبر اساتید ننشسته ای…به هزار دلیل، اما آیا عقل تو نمی گوید دزدی بد است؟ دروغ نادرست است؟ به کسی ظلم نکن؟ حق زیر دستت را بده؟ خیانت راه شیطان است؟عقل نمی گوید با خانواده ات درست رفتار کن؟

اصلا فلانی از طرف دین، فلان کار نامعقول را به تو سپرده، آیا باید انجام دهی؟ نباید پیش خود شک کنی که دین، نامعقول نیست؟

دستور قتل حسین بن علی را چه کسی امضا کرد؟ چه مقامی داشت؟ اصلا امام حسین، از دین خروج کرده، آیا عقل به تو می گوید که فرزند شش ماهه ی او هم باید آن طور عذاب شده و جان دهد؟

بسیاری نکات در زندگی، فارغ از دستورالعمل دین، (که به برخی رسیده و به بعضی ها نرسیده) عقلی است که باید بدان عمل شود.


روایتی قابل تامل

در روایتى آمده است که جمعى در محضر پیغمبر اکرم (ص) مدح و ستایش از مسلمانى کردند، رسول خدا (ص) فرمود:” عقل او چگونه است”؟

عرض کردند: اى رسول خدا! ما از تلاش و کوشش او در عبادت و انواع کارهاى خیر سؤال مى‌کنیم، شما از عقلش سؤال مى‌فرمائید؟

حضرت فرمود: “مصیبتى که از ناحیه حماقت احمق حاصل مى‌شود بدتر است از فجور فاجران و گناه بدکاران، خداوند فرداى قیامت مقام بندگان را به مقدار عقل و خرد آنها بالا مى‌برد، و براین اساس به قرب خداوند نائل مى‌گردند”. 7

تصور می کنم حماقت انسان احمق را همه ی ما با گوشت و پوستمان حس کرده ایم…


 

حال چگونه عقل خود را افزایش دهیم؟

باز هم اگر به همان عقل مراجعه شود، پاسخش مشخص می شود، مثلا کسب علم، آیا مطالعه مفید است یا خیر؟ خواندن کتاب می تواند نیروی عقل ما را زیاد کند، یا بازی های کامپیوتری و موبایلی؟

شرکت در کلاس های آموزشی، در هر رشته ای بسته به علاقه مان، به درک بیشتر ما از این جهان کمک می کند؟ یا این که محدود به وظیفه های هر روزه، دچار روزمردگی شویم بهتر است؟

شنیدن سخنرانی ها و هم نشینی و گفتگو با افراد عالم و صالح و معقول چطور؟ بحث هایی که با دوستان داریم، حول محورهای هجویات باشد یا مسائلی که نیاز به تفکر و مطالعه داشته باشد؟ اصلا با آدم دانا معاشرت کنیم عقل و فهممان بیشتر می شود و یا با آدم سطحی؟

خواندن تاریخ و دیگر کتب مذهبی چی؟ فقط روی کتاب های خاصی احاطه داریم و یا تلاش می کنیم نظرات دیگران را هم بدانیم؟ تکثر در موضوعات مورد مطالعه در جهان بینی ما تاثیر دارد؟

سفر؟ تمرکزمان در این کره ی زمین روی نقاط خاصی است و یا از دیدن فرهنگ و آداب یک روستای دورافتاده هم درس می گیریم؟

حال نگاهی به دور و بر خودتان بیندازید.

افراد و  دوستانی که با آنان حشر و نشر دارید، کتاب های کتاب خانه ی منزلتان را بررسی کنید، سفرهایی که در این چند ساله رفته اید، کلاس ها و آموزش هایتان را در نظر بیاورید.

به تمام اینها نمره دهید و بعد برای خودتان یک نمره ی عقلی در نظر بگیرید.

شما شبیه پنج نفر، صفحه و کانال، فیلم و کلاس هایی هستید که در شبانه روز بیشترین تعامل را با آنان دارید؟ آنان را می پسندید؟

 

زینب عشقی

 


منابع:

  1. اصول کافى جلد 1,ص 10
  2. معین،‌ محمد، فرهنگ معین،‌ (یک جلدی)، واژه عقل.
  3. سجادی،‌ سید جعفر،‌ فرهنگ علوم فلسفی و کلامی، ماده ی عقل.
  4. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص ۱۱
  5. الانفال/سوره۸، آیه ۲۲
  6. اصول کافى جلد 1,ص 12
  7. مستدرک‌الوسائل، ج ۱۱،ص ۲۱۰
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.