×

شما الان اینجا هستید: خانه / زندگی با اهل بیت/ زندگی با اهل بیت/ در یاد سفر/ در یاد سفر (قسمت اول)

در یاد سفر (قسمت اول)

1395/12/02

    

در یاد سفر

در خواب دوش، پیری در کوی عشق دیدم                   با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
همیشه وقتی اسم سفر میاد، قند تو دلم آب می شه، این که می خوام یه چند روزی بی خیال دنیا و خستگی های هر روزش بشم، کله ام باد بخوره و کلی هم بهم خوش بگذره...
اما انگار جنس این سفر آخر، با همه ی سفرهایی که تا حالا رفتیم فرق می کنه، دیگه احتیاج به بلیط برگشت نداریم، سفرش بی بازگشته...البته شاید یه مدل دیگه اش هم این باشه که ما الان تو سفر باشیم، یعنی چند سال پیش، وقتی نوزاد بودیم، به این دنیا مسافرت کردیم و حالا، لحظه ی مرگ، لحظه ی برگشت به اصلمونه!
یاد مرگ، یا همون یادِ سفرِ بی بازگشتی که برای هممون اتفاق می افته، تو این دنیای شلوغ و پر سر و صدا، می تونه یه لالایی قشنگ برای ذهن های خستمون باشه، یا شایدم یه تلنگر، که اینقدر سخت نگیریم این دنیای تو خالی رو، زندگی، جای دیگریست.
صادق ال محمد که سلام خدا بر ایشان باد فرمودند: ذِكرُ المَوتِ يُميتُ الشَّهَواتِ في النَّفسِ ، و يَقلَعُ مَنابِتَ الغَفلَة ِ، و يُقَوّي القلبَ بمَواعِدِ اللّه ، و يُرِقُّ الطَّبعَ ، و يَكسِرُ أعلامَ الهَوى و يُطفِئُ نارَ الحِرصِ ، و يُحَقِّرُ الدُّنيا؛
 
ياد مرگ، خواهش هاى نفس را مى ميراند و رويشگاه هاى غفلت را ريشه كن مى كند و دل را با وعده هاى خدا نيرو مى بخشد و طبع را نازك مى سازد و پرچم هاى هوس را درهم مى شكند و آتش حرص را خاموش مى سازد و دنيا را در نظر كوچك مى كند.
بحار الأنوار(ط-بیروت) ج6، ص133، ح32 
زینب عشقی

 

مقدمه

مطالبی که در پیش روست، سلسله مباحث ذکرالموت می باشد و با نام (در یاد سفر) تقدیم علاقمندان می گردد که به آثار و نتایج ارزنده توجه به مرگ و عالم آخرت، در سیر تکامل روحی انسان می پردازد. امید است که پیگری این بخش توسط کاربران گرامی، دستاوردهای نیکویی را به همراه داشته باشد.

 

 

  قسمت اول

با يك تقسيم بندي، دنيا گرايي انسان، ذيل دو عنوان خودش را نشان مي‌دهد. اين دو مطلب، يكي طول امل است و ديگري نسيان اجل.

 امل با الف يعني آرزو. از اسباب و مظاهر اعراض از آخرت و توجه به دنيا، امل و طول امل و بالملازمه، نسيان اجل است. به فرمايش اميرالمؤمنين «صلوات الله عليه» “ في غرورالامالِ انقضاءُ الاجال ”[1] يعني در كوران فريفتگي در آرزوها، پيك اجل مي رسد. آرزو مقوله اي است كه انسان را به خودش مشغول مي كند. مثل سرابي مي ماند كه چشم انسان به آن دوخته مي شود؛ توجه انسان به آن جلب مي شود و به دليل واهي بودنش، چشم انسان را از حقيقت مي بندد. به همين دليل است، كسي كه با آرزوهايش زندگي مي كند، معمولا آدم بد عملي است. چون دائماً در خيالاتش زندگي مي كند، با خيالاتش زندگي مي كند و براي خيالاتش زندگي مي كند و از همان حضرت روايت است كه: “ ما اطالُ الأحدُ  الأمل الٌا نسيَ الا جلَ وأساءَ العمل ”[2]  يعني هيچ كس به آرزوهاي دور و دراز دل نمي بندد، مگر آنكه اَجل را از ياد برده و كار نادرست انجام دهد.

 فراموش نمودن حقيقت و واقعيتي چون اَجل كه هر آن احتمال قوي رسيدن آن هست و رو كردن و دل سپردن به امل كه سرابي دروغين در كرانه ي دست نيافتني افق خيالي زندگي است؛ البته حماقت و از سر جهل است.

 

 

 

 



[1] › شرح فارسي غرر ودرر آمدي 4 / 398

[2] › همان مدرك  6 /160

 


3f 0c 4601 v
 
 
پسندیدم  f

g y اشتراک در شبکه های اجتماعی

:نام
:ایمیل
:نظر
:کد امنیتی
لیست مطالب
کلک پارسه