×

غم مولا

1398/03/19

غم مولا
مولای من! 
ای اولین مظلوم!
 من مانده ام 
کدامین درد تو را کشت ای غریب؟
من مانده ام 
تو را غم مظلومیت یاس  هجده ساله ی پر پر کشت یا دوری از  یار و برادرت، رسول رحمت ؟
تو را زخم آشکار سرت کشت یا زخم های نهان دلت؟
 تو را غم سالها به انزوا بردن دین خدا توسط کوردلان کشت یا  صبر سالها و خار در چشم و استخوان در گلو داشتن؟ 
غم مظلومان پابرهنه ی شکم تهی در مقابل شکم چرانی ظالمان یا غم گمراهی امت و بازگشتشان به جاهلیت ؟
 تو را کینه توزی های دشمنان کشت یا جهل بظاهر دوستان؟
غم هایت یکی دو تا نبود ای اولین مظلوم 
اما
بخدا قسم که علی جان غم تو هم ما را دارد میکشد غم غریبی پسرت ما را دارد میکشد.
مولای من! 
هزار سال گذشته است و  آن غبار و سایه ی جاهلیتی که بر امت افتاد روز به روز غلیظ تر و ظلمانی تر شده است.
بخدا تمام آن دردها که میکشیدی بر شانه های فرزند غریبت سنگینی میکند.
مولای من ! 
هنوز هم کینه توزی های دشمنان و جهل بظاهر دوستان،
  هنوز هم سایه ی سنگین جاهلیت،
هنوز  هم گرسنگی پابرهنه‌ها و شکم چرانی ظالمان کشنده است. 
هنوز هم دین خدا در انزوا و غربت است 
و صاحبش غریب تر!
هنوز هم گمراهی بیداد می‌کند.
هنوز هم خار در چشم و استخوان در گلو ی کسی است 
 و هنوز داغ یاس پر پر، تازه ی تازه است. 
 
مولای من ! 
علی جان!
 
دست به دعا بردار و دعا کن 
ای که عزیز خدایی 
ای  که چراغ راه شدی 
ای که نام بلندت بر تارک تاریک دنیا میدرخشد. 
ای که شیر خدایی و مظهر عجائب!
 دست به دعا بردار و دعا کن 
ما هم دعا کنیم 
پیشانی در خون نشسته و پهلوی شکسته و جگر سوخته و بدن چاک چاک و سری چون آفتاب بر سر نیزه را به درگاه خدا می آوریم و خدا را به حقشان قسم میدهیم که ظهور  نازنین فرزند فاطمه را برساند. 
 دیگر باید بیاید آن گنجینه‌ی مخفی خدا،  
آن باقی مانده‌ی خدا،
و تمام دردها و غم ها را یکجا ببرد.
دیگر باید بیاید و  دنیا را گلستان کند. 
 
نویسنده: فرشته سلطانی
 
 
 

0f 0c 292 v
 
 
پسندیدم  f

g y اشتراک در شبکه های اجتماعی

:نام
:ایمیل
:نظر
:کد امنیتی
لیست مطالب
کلک پارسه