×

کد: A-1023

1396/07/24

کد: A-1023
سخنران: آقای دکتر دولتی
تاریخ: محرم
بسم الله الرحمن الرحیم
     اللهم کن لولیک الحجته بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.
     ان شاالله تقرب بجوییم به ساحت مقدس آقا رسول الله صل الله علیه و آله و سلم و ائمه هدی علیهم السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها. انشاءالله که این طور هست هر کس که پولی می دهد، چای می دهد، سیاهی می خرد، کفش جفت می کند، خرج می کند، خانه در اختیار می گذارد، پذیرایی می کند، هرکاری که می کند به طور یقین این است که در حین این کار، نگاه گدایی به این بزرگواران دارد و اگر ما این کارها را کردیم و آنچه که باز آن بزرگواران عنایت کردند و توفیق دادند به ما این فهم را دادند که آن را در اختیار این کار قرار بدهیم آن وقت اینجا به تناسب عمومیت و اشتیاق انشاءالله می شود گفت این ساعتی که ما دراین خانه هستیم و داریم گفتگو میکنیم. انشاءالله درخیمه اباعبدالله الحسین علیه السلام بوده باشیم. عزا اولا و حقیقتا عزای ما نیست، عزای جد بزرگوارش آقا رسول الله و امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها و امام حسن علیه السلام و عزای آن بزرگوار و اولاد گرامش و آقا امام زمان علیه السلام است. لذا موظف هستیم قبل از اینکه خودمان را وارد این مجلس کرده باشیم و تقاضای توفیق برقراری مجلس عزا برای آن بزرگوار را پیدا کنیم یک عرض ادب و عرض سلام داشته باشیم خدمت این ذوات مقدسه. لذا من از مفاتیح آن قسمتی که از تعقیبات مشترکه که همه میدانیم می خوانم. همه رو به قبله عرض سلام میکنیم به نیت اجازه برای اقامه عزا. 
     صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم. استغفرالله الذی لا اله الاهوالحی القیوم ذوالجلال والاکرام واتوب الیه.
عرض سلام داشته باشیم خدمت آن ذواتی که عالم مال آنها است و برای آنهاست، یک تذکری به همین مناسبت را من عرض کنم. این تذکر را قبل بنا داشتم عرض کنم نه اینکه به مناسبت به ذهنم رسیده، در وقت زیارت خیلی ایراد می گیرند به ما و به هر نوعی که می توانند زیارت را می خواهند زیر سوال ببرند، مثلا الفاظی به کار می برند. مثلا شرک امت یا مایع معطلی است. کسی که در این دنیا نیست برویم زیارتش، یعنی چه؟ سلام به او بدهیم یعنی چه؟ حالا سلام چه معنایی دارد، خوب من هم نمی دانم چه معنایی دارد ولی آدم  یه نگاهی که می کند یک چیزهایی که می بیند، می بیند که اصلا سلام یک کلمه زمینی نیست، مال اینجا نیست، همه ما آرزومندیم با چیزی برخورد بکنیم که مال این دنیا نیست. مدلش مدل زوال پذیر نیست هر چه ما داریم از بین می رود و می پوسد. لذا وقتی در داستانها می شنویم کسی موفق می شود عطایی از جانب امام زمان علیه السلام بگیرد یا طعام بهشتی برای بزرگواران بوده ما درخیالاتمان آرزومند می کنیم که ای کاش ما هم بهره ای می بردیم. البته باب آن طعام بسته نشده است این را بدانید و اون اطعام و طعام الهی کما اینکه هر چه در خلقت پهن شده از بابش در واقع به ما می رسد. لذا هست آیه ای که در سوره دهر است حکایت همین را می کند.
     و یطعمون الطعام...          (الإنسان(76)  : 8)
نه و اطعمون، بلکه یطعمون، یعنی الان اطعام می کنند. خیلی علاقمندیم یک چیزهایی را با آن برخورد بکنیم که زمینی صفت نیستند مدل آسمانی اند، اما وقتی به دست من و تو می دهند آن را ضایع میکنیم و قدردان آن نیستیم یکی از آن چیزها لغت و عبارت سلام است. ما همه چیز را قاطی میکنیم مثل چطوری، کجایی، حالت چطوره، اینها را هم ردیف سلام می دانیم در صورتی که اینطور نیست. جواب سلام واجب است با یک شرایطی کسی که نماز می خواند واجب است در بین نمازش جواب بدهد. از ویژگیهای رسول خدا صل الله علیه و آله سلام دادن بود به یک معنا قائمه زیاراتی که ما میخوانیم سلام است. سلام یک عبارت بهشتی است یک عطای بهشتی است، نه فقط سلام بلکه خیلی چیزها. سلام، قول خداوند است
     سلام قول من رب رحیم      (يس(36) : 58 )
و اساسا سلامی که خداوند بر انبیاءاش فرستاده در قرآن در سوره صافات ببینید. انبیا را اسم می برد که یکی یکی نه همه را و بعد عبارت
     و سلام علی المرسلین      (الصافات (37): 181 )
سلام بر مرسلین باد. شما سلام را اگر ببینید همه اش در دم و دستگاه بهشتی ها است. برگزیدگان الهی است
     تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ.  (يونس(10)  : 10)  ادخلوها به سلام
یک چیزی است از آن طرف آمده، چشم ما که دنیا بین شود خوب طبیعی است این را قیمت نمیتوان بگذارد. مثل بچه ای که با اسباب بازی، بازی میکند دُرّ و گوهر نمی داند چی هست؟ یکی از معانیش این است که خودتان این معنا را در همسایگی لغت سلام حس می کنید، تسلیم است. سلموا یعنی سلام بدهید.
     اعوذ باالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. إِنَّ اللَّهَ ومَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ
از خداوند شروع میکنیم
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليما   (الأحزاب(33) : 56)
امر شده وقتی شما می گویید:
    السلام علیک یا اباعبدالله
یعنی در اختیار شما هستم
    تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرسلام... (القدر (97):4)
انشاء الله توفیق بدهند معنای این زیارت را بدانیم به ما خیلی چیزها دادند. دانه دانه اش عالم را آباد میکند. این را حتما شنیده اید، جواب سلام مگر واجب نیست؟ همین الان زیر زبان یا توی دلتان رو کنید به آقا امام حسین و بگویید السلام علیلک یا ابا عبدالله. جواب میدهند و علیک السلام. همه منت میکشیم که یک سلام به ما بدهند آقا و مولایمان که امنیت، حلم، سلامت، تسلیم ایمان بر ما وارد شود. چرا سلام امام حسین را نمی فهمیم، چرا سلام را روزانه به خودت وارد نمیکنی، کلیدش دست تو است به یک معنا تعبیر خوب نیست، به یک معنا اونها خودشان را در اختیار ما گذاشتند اراده کنید خداوند را
     ان جلیس من ذکرنی...
من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند. چرا راه را دور کنی، چرا گمان داری که باید جای خاصی بروی. سلام معنا دارد، پناه می بریم به خدا، قرآن که کلام الهی است، پناه می بریم به خدا مقایسه نمی شود با کلام ما که این همه آن جا هست
     سلام علی المرسلین
اگر یک چیزی قیمتی بود که گفتن نداشت. کسی که سلام به امام رضا می دهی و زیارت امام رضا می کنی می گویند امام رضا علیه السلام نیست که، چطوری سلام می کنی؟ خوب اگه این است پس داستان قرآن را جمع کنید. یعنی قرآن که کتاب الهی است. و بر رسول خدا نازل شده مال هزار و چهارصد سال پیش است پس اون موقع خدا دارد به کی سلام می دهد به انبیا که رفتن؟ حواسمان کجاست انبیا که رفتن!
     سلام علی نوح
کو نوح؟ او که رفته است! پناه می بریم به خدا، استجیر بالله سخن غلط، حرفهای غلط، تشریفات، تمثیل، استعاره، استغفرله، حق است. لذا اگر بگوییم آمدیم به همین سلام نجات پیدا کنیم این خیلی حرف است، پدرت از دستت شاکی است می روی جلو و با ادب می گویی بابا جان سلام، همه چیز تمام شده. انصافا قدر نمی دانیم بگذارید اینجا بگوییم شروع داستان کربلا را به یک معنا ما نمی خواهیم بگوییم الا و لابد همین است به یک معنا، سفیر امام حسن جناب مسلم ابن عقیل خیلی تلاش می کند خیلی خون دل می خورد التماس می کند یکی برود بگوید امام حسین نیاید، بچه هایش را می گذارد آن جا، اما برای چیزی دیگر ناراحت است، آخرین لحظه که کار از کار می گذرد چه می گوید سلام می دهد به آقایش! آیا او را می بیند؟ نمی خواهی یاد بگیری، نمی خواهی اعتقادات را درست کنی، ما که بچه نیستیم که هر چی جلو ما بود و ظاهر داشت برداریم و بخریم و قدر بدانیم اما به باطنش نظر نکنیم. قائمه زیارات به یک معنا سلام است. سلام هم خیلی زحمت ندارد مگر اینکه بخواهیم سلام بدهد. اراده کند سلام کند آمدیم یه جوری در این خانه در بزنیم و اجازه بگیریم که اجازه بدهید ما هم در این عزا شرکت بکنیم، اجازه گرفتیم وارد شویم انشاءالله که همه محبین، همه کوچکترین نیت برای اقامه عزا دارند که اصلا این طور است دعای ما برای اینکه ما خودمان را ارتقا بدهیم و بالا ببریم و آن بزرگواران نگاه می کنند و پاداش می دهند. انشاءالله خداوند عنایت کند معنی واقعی زیارت و سلام را ما بفهمیم، که اگر بفهمیم وقتی می رویم روبروی آقا امام رضا علیه السلام می ایستیم می گوییم 
      السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا واعلم ان رسولک و خلفائک علیهم السلام احیاء عندک یرزقون و یرعون مقامک
این طور که ایستادیم نسبت به بغل دستیم، نسبت به نگاهم به زوار 
     و یرزقون السلام و یتمعون کلام و یرودن
جدا که باور نداریم اگر می دانستی که عرض سلام می کند و سلام او به قیمت امنیت در همه عالم است صبح و شام به او سلام میدادیم. زیارت یکی از جدی ترین و به لطف خدا بزرگترین ابواب معرفتی، سلوکی و دینی ما است که به شیعه دادند. چند روایت بخوانم. بسم الله الرحمن الرحیم روایت است از بحار که چون پیامبر اکرم صل الله علیه و آله داستان شهید شدن حسین علیه السلام و محنتهایی را که بر او وارد میشود به دخترش فاطمه سلام الله علیها خبرداد حضرت فاطمه سلام الله علیها گریه شدیدی نمود عرض کرد پدر جان آن واقعه در چه زمانی است. یک روزی شما دارید زندگی می کنید بیست سال، سی یا چهل سال انشاء الله خداوند شما را زنده و تندرست نگهدارد اما همه باید بروند یک روزی می آیند می گویند مادرت مرد شروع می کنی به گریه کردن اما اگر بیایند بگویند مادرت پنج روز دیگری می میرد. گریه می کنی و دلت هم شور می زند و هر وقت هم که مادرت را می بینی حالت یه جوری است. شما مصیبت امام حسین علیه السلام را در واقعه عاشورا نبینید آنجایی که به بی بی دو عالم می گویند میخواهیم به شما مولودی بدهیم. حضرت زهرا سلام الله علیها دو مولودی که پسران پیامبرند که
     و ما محمد و ابواه من رجالکم
پدر هیچ کدام آنها نیست با وجود اینکه با فاصله است اما اینها فرزندان پیامبر هستند. چیزی که مکرر امام حسین علیه السلام درکربلا مکرر یاد آور شد در زیارت مکرر می خوانیم. یک حسین می خواهم به تو بدهم حالا ما که خوبیهایش را نمی فهمیم. اما یا فاطمه این فرزندیی که به تو می دهیم این بلاها را سرش می آورند. نه فکر کنی که گمان، حدس یا ذهنیات است بلکه حضرت می بیند. حضرت زهرا سلام الله علیها ام ائمه است که در ویژگی انبیا علیهم السلام خبر بیان شده در قرآن به این امتحان شدند و آزمایش شدند ام الائمه در صبر چی می شه، می گه نمی توانم این بچه را نمی خواهم، اما نمی گن این بچه رو می دهیم عوضش اینارو می دهیم، میگویند این بچه را به تو می دهیم و از قبل می گوییم که شهادت او شیعیان تو را شفاعت می کند. حضرت می گوید باشه می خواهم. انگار این طور معامله کردند برای من و تو که اینجا نشسته ایم. این را به رمز گفتند. بازش کنی می فهمی یعنی چه؟حالا اگر به ما بگویند مادرت پنج روز دیگر می میرد حالت عوض می شود، نگرانی، غذا نمی خوری، نشستی سر  غذا گرسنه یک دفعه مادرت در را باز می کند می آید داخل حالا مادرت نمی داند دکتر متخصص گفته پنج روز دیگر کار تمام است. حالا اگر بچه ات باشد چی؟ بعد بیایند این طور بکشند چی؟ بعد گردنش را بگویند، بعد سم اسب را بگویند، بعد بچه هایش را بگویند، بعد اصحابش را بگویند اولادش را بگویند چه می گویی؟
می پذیرد حضرت زهرا سلام الله علیها چنین مولودی را، اما از قبل می داند چه چیزی می خواهد اتفاق بیفتد. حضرت آدم علیه السلام که می خواهد توبه کند وقتی به نام پنج تن خدا را می خواند وقتی نام امام حسین علیه السلام را می برد می گوید ای برادرم جبرئیل چرا این نام را می گوییم دلم می گیرد چیه داستان، همه عالم گریستند جز سه گروه. حالا نگاه کنید شما انتظار دارید چی؟
رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم امام حسین علیه السلام را می بیند روی منبر مشغول صحبت است حضرت پایش به پیراهنش بگیرد و زمین بخورد رسول الله را  منبر پایین میآیند و امام حسین علیه السلام را بلند می کنند. یا رسول الله درکربلا خیلی امام حسین زمین خورد. حضرت تحمل ندارد در مسجد آمدند و امام حسین را بلند کردند و نوازش کردند و بوسیدند همه دیدند، همه می دانید، همه بودید یادتان رفت؟ فکر می کنید امام حسین علیه السلام در کربلا چه گفتند به مردم گفتند بابا من حسینم یادتان رفته است؟ من پسر پیامبر هستم، من پسر فاطمه زهرا سلام الله علیها هستم یادتان رفته است؟ کسی که به این تذکر بیدار نشود به چه چیزی می خواهد بیدار شود؟ برود نماز شب بخواند، برود قرآن سر بگیرد، برود حافظ قرآن باشد، هر کسی می خواهد باشد باشه.
چون پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم داستان شهید شدن امام حسین علیه السلام را به دخترش خبر داد حضرت زهرا سلام الله علیها گریه شدیدی نمود و فرمود پدر جان آن واقعه در چه زمانی است. فرمود آن زمانی که من و تو و علی علیه السلام نیستیم. گریه حضرت فاطمه شدیدتر شد. مادرش نیست پیش او، حسین را اذیت می کنند این ناز پرورده رسول خدا را که غذایی نخورد مگر از انگشتان پیغمبر. عرض کرد پدر جان پس چه کسی برای او گریه و ناله می کند؟ پسرم که تنهاست! پیامبر فرمود ای فاطمه زنان امت من برای زنان اهل بیتم و مردان آنان برای مردان اهل بیتم گریه می کنند و نسل بعد از نسل هر ساله مراسم عزاداری بر پای کنند و چون روز قیامت شود تو زنها و من مردها را شفاعت می کنم و هر کس که بر مصیبتهای حسین علیه السلام گریه کرده باشد دستش را گرفته او را داخل بهشت می  نماییم. ای فاطمه هر چشمی روز قیامت گریان است مگر چشمی که بر مصائب حسین علیه السلام گریه کند. اینها را بدانیم و بفهمیم که کجا نشستیم. بخدا این توفیق است.
ابوبصیر گوید خدمت امام صادق علیه السلام بودم و با آن بزرگوار صحبت می کردم. حضرت فرمود ابابصیر هر وقت به فرزندان حسین علیه السلام نگاه می کنم چنان بغض گلویم را می گیرد که نمی توانم تحمل کنم و چنان گریه می کنم و صیحه می زنم پس آتش جهنم چنان افروخته می شود که اگر ماموران جهنم آماده نباشند، ترس آن هست که شعله های آتش یا دود جهنم خارج شود و اهل زمین را بسوزاند. فکر نکنید خدا دستش بسته است اگر بخواهد 
    ان یشا یذهبکم
همه را با هم می برد. ملائکه زجه می زنند به درگاه خداوند و عرضه داشتند خدایا بگذار ما برویم همه این بساط را جمع کنیم و یک گروه دیگر را بیاوریم روی زمین 
ومَنْ‏ قُتِلَ‏ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً  (وسائل الشيعة ‏29 :87)
یادتان است. گفتیم این در مورد امام حسین علیه السلام نیست که روایت است. اگر امام زمان ظهور کنند اگر همه عالم را به خون خواهی امام حسین علیه السلام بکشند باز اصراف نشده چون خون خداست. پس افسار جهنم را مادامی که فاطمه گریان است نگاه می دارند. نگوید جهنم، افسار، نگه داشتن یعنی چه. بابا قرآن می گوید به جهنم 
     هلم طلع
پر شدی؟ نه باز هم جا داری! اینها موجودات خدا هستند فکر کردید مثل اسباب بازی ساخته دست بشرند؟ خیر اینها زنده اند تحت امر الهی هستند. 
     وله اصل من فی السموات والارض 
روایت در زمان ظهور امام زمان است. همه چیز در زمان ظهور، تسلیم امام زمان علیه السلام است و از ترس اهل زمین آن را حفظ می کنند و تا فاطمه ساکت نگردد جهنم آرام نمی گیرد. و ازگریه فاطمه نزدیک است دریاها شکافته گردد و بعضی در بعضی داخل شوند و پیوسته ملائکه دلسوزی می کنند و با گریه فاطمه می گریند، خداوند را می خوانند و تضرع و زاری می نمایند و از ترس نابودی اهل ساکنان عرش خدا اطراف آن با تضرع دست به دامن خدا می شوند و صدای ملائکه به خداوند بلند می گردد و اگر صدایی از آنها به اهل زمین برسد بی هوش می شوند و کوهها از ریشه بیرون آیند و زمین با اهلش مضطرب شده بجنبد. امام صادق علیه السلام می فرماید ای ابابصیر
     اما تحب ان تکون فی من یسئلو فاطمه
ابابصیرآیا دوست نمی داری ازکسانی باشی که فاطمه را کمک می کنند. چون چنین فرمود، چنان گریان شدم که قدرت بر سخن گفتن نداشتم. چه خبر است بترسید از اینکه نکنه یک وقت به ذهنتان خطور کند آقا اینجا نشستیم واقعه مال آن سال گریه کردن ندارد؟ امام زمان صبح و شام چه می کند، این حرفها مال کسی است که دین را نمی فهمد. روایت دیگر،در ماه مبارک رمضان که می شود یکی از نعمتهایی که بر ایمان عارض می شود این است که خیلی چیزها مفت و مجانی می آید درخانه مان می خوابی عبادت می نویسند که اینها لطف خداست، 
     بالبرکه والرحمه والمغفره   
ازاین چیزها در این دستگاه زیاد است. امام صادق علیه السلام می فرماید:
     نَفَسُ‏ الْمَهْمُومِ‏ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ 
به واسطه ظلمی که کردیم آن کسی که هم دارد غم دارد نفس که میکشد
نَفَسُ‏ الْمَهْمُومِ‏ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ 
نفس سلیم
وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَةٌ 
همه دنبال عبادت هستیم. وبعد فرمودند 
وَ كِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ    (الأمالي (للمفيد) :338)
این مجالس وقتی برپا می شود یکی از چیزهایی که جدی انسان حفظ این محرم است که می آید و می رود انگار ما رفتیم یک دوره فشرده کلاس اخلاق، گناهان که پاک میشود، خدا یقینش را بدهد که خداوند می فرماید گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را پاک می کند.از این روایت یک چیز بفهمی برایت بس است و آن این است که قیمت، من و اشک و کار من نیست، قیمت، امام حسین علیه السلام است. امام حسین علیه السلام چقدر بزرگ است که روایت داریم که درنزد آسمانیان خیلی بزرگتر از زمینیان است. چقدر بزرگتر است که تو (من که خودم می دانم چه هستم) و من لحظه ای بند دلم پاره می شود و برای امام حسین علیه السلام گریه می کنم وقتی گریه کردیم این گریه و این اشک با این همه واسطه میشود برای امام حسین علیه السلام، اون قیمتش آنقدر بالاست که این اشک آنچنان ارزش پیدا می کند کــه همـه گناهانت را می بخشد.گناهانی که اگر بخواهی دانه،دانه با خدا سرحساب بیایی و چک و چانه بزنی چیزی نمی ماند. خداوند اگر برای یکی از گناهان ما را بگیرد چیزی از ما نمی ماند. اما باور نمی کنی این را، یقین نمی کنی، چطوری به ما بفهمانند. اما وقتی که خرج می کنی، یک میلیون تومان، دومیلیون تومان خرج میکنی می روی مکه رفتی عرفات، چه کار کردی در عرفات هیچی. دعا خواندی، زیارت کردی، خیر، خسته بودیم، گرم بود، خوابیدیم. خوب چی شد؟ یک روایت فرمود که شقی آن است که در روز عرفات بیرون بیاید و شب کند که خدا او را ببخشد. خجالت نمی کشی یک تکه زمین است فقط وارد شدی در آنجا و هیچ کاری نکنی گناهانت را ببخشند. امام حسین علیه السلام که محل قتله گاهش عرش خداست کعبه خدا برای مادر بزرگش شکافته می شود، امیرالمومنین علیه السلام که به سوی کعبه رفت، فاطمه بنت اسد رفت و کعبه باز شد، آنوقت برای او اشک بریزی نبخشند؟ چه کار می کنی در ماه رمضان که نفست تسبیح است. همه حرفها در یک جا خلاصه می شود، همه شکها، شبهه ها، ایرادها، در یکجا متمرکز می شود ازدور و بر این انوار می خــواهند شما را دور میکنند، همین یـک چیـز است که اگه رفتی کارت تمام است. این مثال را عوض کردیم خیلی ها ممکن است این سئوال را بکنند، آقا جامعه خراب است چه کنیم، همه اینها درست است، اما همه حرف را زدن، طوفان است و همه زمین را میخواهد بگیرد هیچکس هیچ چاره ای ندارد
     سَآوِي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي‏ مِنَ‏ الْماءِ      (بحار الأنوار (ط - بيروت) ‏11 : 312)
پسر نوح می گوید: می روم روی کوهی و پناه میبرم و از این آب نجات پیدا می کنی،پسرم امروز مثل روزهای دیگر نیست.
     لا ثم من امر الله 
پسرم هیچکسی پناهی ندارد یعنی چه؟ همه زمین طوفان است هیچی هم نمی تواند به کسی پناه بدهد یک جاست که می تواند پناه بدهد. کشتی نوح. کشتی نوح چیه؟ آن چیست که پناهش بالاست، مهندسی آن بالاست، نه خیر
     وصنع فلک به اعیننا
طراحی کشتی نوح با ما و نظارت بر اجرا با ما زیر نظر ما و وحی ما بساز فرمود پنج میخ به این بزن که نگهش می دارد به نام پنج تن که میخ پنجم را که می زند خـون می آیـد بیرون. فرمود:
     مثل اهل بیتی
مثل اهل بیت من مثل سفینة نوح است. می دانی یعنی چه؟ مثل سفینة نوح است نه سفینة نوح رفته توی خشکی ایستاده یعنی بعد از رسول الله صل الله علیه وآله وسلم بلا است میدانید آخر زمان بعد از آن است که رسول خدا از دنیا رفت. سفینة مال بعد از رسول خداست، بدعت مال آن موقع است، غصب مال آن موقع است. حضرت زهراء سلام الله علیها را کیا اذیت کردند. کی جرأت کرد جسارت کند و اولین سیلی را، اینها مال آن موقع است بعد از رسول الله صل الله علیه وآله و سلم طوفان بپا شد وقتی می فرماید:
مَثَلَ‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏ كَمَثَلِ‏ سَفِينَةِ نُوحٍ       (بحار الأنوار (ط - بيروت) ‏29 : 341)
نه اینکه هشتاد تا سفینة دیگر و شش کوه دیگر هم هست و یک سفینة هم اینجا و هیچ خبری هم نیست نه خیر آقا. بفهمید روایت را. بعد از من طوفان به پاست 
     انقلبتم علی اعقابکم
بعداز رسول خدا می فرماید سه تا، پنج تا، هفت تا، جز اینها هیچکس ایمان نیاورد. گوش کنید قرآن بخوانید، متوسل بشوید زار بزنید،از امام زمانتان بخواهید فهم بدهد، نور بدهد، ترجمان قرآن است، حضرت نوح به پسرش گفت:
لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ     ( بحار الأنوار (ط - بيروت) ‏11 : 312)
پسرم شرک را کنار بگذار، پسرم دیگر دزدی نکن، این حرفها نبود. آنها که برگزیده بودند وحی شده به حضرت نوح 
     ان هو
دیگر هیچکس ایمان نخواهد آورد، مگر همان کسانی که ایمان آورده اند، دیگر تمام شد. حضرت نوح به پسرش چه می گوید، کلاس اخلاق می گذارد، بحث اعتقادی می کند، کلاس خداشناسی می گذارد. پسرم بیا سوار شو هرچه هستی بیا سوار شو. روایت را ببین مثل اهل بیت هم مثل سفینة نوح، چکار کند، کلاس اخلاق بگذارد، برایش خوب است، اعتقادش را درست کنیم، خوب است. اما فرمود:
     مَنْ رَكِبَهَا نَجَا
بیا سوار شو
 إنّ‏ الحسين‏ مصباح‏ الهدى‏ و سفينة النجاة
                                             (مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر ‏4 : 52)
کشتی آمد بیا سوار شو. چکار کنم در کشتی؟ فقط یک کار کن خودت را از کشتی پایین نینداز.
     وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ.
این قرآن هم همین ها را می گوید می فهمی. پس نوح به پسرش گفت پسرم بیا سوار شو هیچ کار دیگر فایده ندارد، می روم روی کوه ناز توبه می خوانم، استغفار می کنم، این ها فایده ندارد بیا سوار شو برویم. مثل اهل بیت مثل کشتی نوح یعنی روزگار اهل بیت علیه السلام روزگار طوفان است، روزگار امتحان است و درآن روزگار
لا عاصِمَ‏ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ             (بحار الأنوار (ط - بيروت) ‏11 : 312)
قرآن بخوانید و زار بزنید خدمت امام زمان علیه السلام که بفهماند اگر قرار بود که غیر از این مسیر کسی قرآن بفهمد خیلی از ما جلو بودند که
وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَسارا                           (الإسراء(17) : 82)
گم نکنی راه را. ما بنایمان این است که سوار کشتی شده باشیم. 
یکی از علمای بزرگ جناب حبیب را در خواب دید که در غرفه های بهشتی به انواع نعمتهای الهی متنعم و بساط نشاط برای او گسترده بعد ازعرض ارادت گفت: ای حبیب چگونه شکر این نعمت را اداء می کنی. خیلی بهت دادن که در جوانی خدمت حضرت رسول صل الله علیه وآله وسلم بودی و در پیری موی سفید خود را در راه یاری فرزند رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم به خون خود خضاب نمودی. بهشت این است دیگه تمام شد دیگه آیا آرزوی دیگری داری؟ فرمود آرزو دارم به دنیا برگــردم و در جمله عزاداران حسین علیه السلام داخل شوم. زیرا که از سید دو عالم شنیدم که فرمود که هرکس درمجلس عزاداری فرزندم حسین علیه السلام از روی معرفت اشک بریزد خداوند کریم ثواب صد شهید به او عطا فرماید و درجات او را در بهشت بیفزاید. فرمود از روی معرفت گریه کنند. آقا ما اقرار می کنیم ما کثیف هستیم اگر جای دیگری می شد درست شویم می رفتیم آنجا. جایی دیگر نداریم. پناهی نداریم. مگر نگفتی
مَنْ‏ أَتَاكُمْ‏ نَجَا                 (بحار الأنوار (ط - بيروت) ‏99 : 151)
مگر نگفتی هرکه بیایدپیش شما نجات پیدا می کند. آقا بد آمدیم،بی ادب هستیم، معرفت نداریم. کجا برویم آقا، برویم از کی معرفت بگیریم، از کی ادب بگیریم، کجا برویم، هرچی که ادب هست ازعزاداری شما داریم ما که نمی فهمیم هرچه ادب هست از عزاداری شما است. آقا دو چیز شنیده ایم خیلی امیدواریم. یکی اینکه شنیده ایم شما یتیم نوازید. و بعد شنیده ایم ما درآخر زمان، یتیمان آل محمد (ص) هستیم. نمی دانیم به کی باید متوسل بشویم.
داستان حضرت مسلم سریع اتفاق افتاد آن حضرت چقدر سریع، به غریبی و تنهایی و ذلت و خوانده اید چون بزرگوار خواست آب بنوشد آنقدر زده بودنش آن حضرت را، خون ریخت توی آب، هی آب را عوض کردند باز نشــد، دندان مبارکـش شکسته بود. گفت اصلا خیـری در آن هست، آره خیری در آن هست کربلاییها تشنه هستند، از مسلم داستان شروع شد، خدمت مولایمان امام زمان علیه السلام عرض می کنیم آقا ما صفریم  بلکه زیر صفریم آمدیم که ما را آدم و ادب کنی.
صل الله علی سیدنا محمد وآله                                           
     
 

0f 0c 994 v
 
 
پسندیدم  f

g y اشتراک در شبکه های اجتماعی

:نام
:ایمیل
:نظر
:کد امنیتی
لیست مطالب
کلک پارسه